پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

کاربران گرامی؛ سوالات شرعی شما از روز پنجشنبه بررسی خواهند شد ان شاءالله، سوالات بسیار زیادی دریافت شده، تکراری ها حذف خواهند شد ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2335
  • کل نظرات 9760
  • کل اعضا 1708
  • جدیدترین عضو Shahram
خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 722

خداوند منان شهر مرکزی مکه را برای پیامبر اسلام و مسلمانان فتح کرد. در پرتو این فتح بزرگ حق و حقیقت برای اهل مکه جلوه‌ای تمام عیار کرد. و آنان دریافتند که بجز اسلام راهی برای پیروزی و موفقیت نخواهد بود. این بود که در مقام اِذعان و تسلیم برآمدند، و همگی برای بیعت با رسول‌خدا -صلى الله علیه وسلم- گرد آمدند.

رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- برفراز دامنهٔ کوه صفا نشستند، و بیعت با مردم مکه را آغاز کردند. عمربن خطاب پایین دست آنحضرت قرار گرفت و برای ایشان از مردم بیعت می‌گرفت. مردم همه با رسول‌خدا -صلى الله علیه وسلم- بیعت کردند مبنی بر اینکه درحدّ طاقت و استطاعت، در برابر رسول‌خدا -صلى الله علیه وسلم- در مقام سمع و طاعت باشند.

در کتاب مدارک‌التنزیل نَسفَی آمده است که روایت کرده‌اند، پیامبراکرم -صلى الله علیه وسلم- وقتی از بیعت با مردان فراغت یافتند، در همان حال که همچنان برفراز کوه صفا جلوس فرموده بودند، و عمربن خطاب پایین دست ایشان نشسته بود، به بیعت با زنان نیز پرداختند. عمر به فرمان پیامبراکرم -صلى الله علیه وسلم- با زنان اعلام بیعت می‌کرد، و پاسخ زنان را به پیامبراکرم -صلى الله علیه وسلم- منتقل می‌کرد.

هند بنت عتبه، همسر ابوسفیان، به طور ناشناس در میان زنان برای بیعت آمد، بخاطر کاری که با جنازهٔ حمزه کرده بود؛ از اینکه رسول‌خدا -صلى الله علیه وسلم- او را بازشناسند؛ خوف داشت. رسول‌خدا -صلى الله علیه وسلم- فرمودند:

«أبایعکن على أن لا تشرکن بالله شیئاً».

«با شما بیعت می‌کنم مبنی بر اینکه هیچ‌کس و هیچ‌چیز را شریک و همتای خدای یکتا قرار ندهید!»

عمربن خطاب نیز بر مبنای اینکه از آن پس دیگر هیچ‌چیز و هیچ‌کس را همتا و شریک برای خدای یکتا قرار ندهند، با زنان مکه بیعت کرد.

رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- فرمودند: «ولا تَسِرقْن» و اینکه دزدی نکنید!

هند گفت: ابوسفیان مردی بخیل است؛ اگر هر از گاهی به اموال وی دستبرد بزنم چه خواهد شد؟!

ابوسفیان گفت: هرچه دستت رسید و دستبرد زدی حلالت باشد!

رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- او را شناختند. خندیدند و گفتند: «و اِنَّکِ لَهِنْدٌ» تو باید هند باشی؟!

هند گفت: آری؛ شما نیز گذشته‌ها را گذشت کنید، ای پیامبرخدا؛ خداوند از شما درگذرد!

رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- ادامه دادند: «وَلا تَزنینَ» [1] و اینکه زنا نکنید!

هند گفت: مگر زن آزاده هم زنا می‌کند؟!

رسول‌خدا -صلى الله علیه وسلم- فرمودند: «وَلا تَقْتُلنَ اَولادکُنَّ» و اینکه فرزندانتان را نکشید!

هند گفت: فرزندانمان را در کودکی پرورش دادیم؛ وقتی بزرگ شدند شما آنان را کشتید! چنانکه خودتان و آنان بهتر از هرکس دیگر میدانید! آخر، حنظله‌بن ابی‌سفیان در جنگ بدر کشته شده بود. عمر آنچنان خندید که بر پشت درافتاد. پیامبراکرم -صلى الله علیه وسلم- نیز تبسم فرمودند.

رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- فرمودند: «وَلا تَأتینَ بِبُهتانٍ» و اینکه بُهتان نزنید!

هند گفت: بهتان زدن کاری زشت است، و شما ما را تنها به رشد و کمال و مکارم اخلاق وامی‌دارید!

رسول‌خدا -صلى الله علیه وسلم- فرمودند: «وَلا تَعصینَنی فی مَعروفٍ» و اینکه در محدودهٔ شرع و عُرف از فرمان من سرپیچی نکنید!

هند گفت: بخدا، ما اینجا ننشسته‌ایم در حالیکه در اندیشهٔ نافرمانی شما باشیم! [۲]

وقتی از پای کوه صفا بازگشت، در حالیکه بت شخصی‌اش را خرد می‌کرد، خطاب به آن می‌گفت: ما فریب تو را خورده بودیم!؟

* در صحیح بخاری آمده است: هند بنت عُتبه آمد و گفت: ای رسول‌خدا، در سراسر جهان هیچ خانواده و خاندانی وجود نداشت که خوار و ذلیل شدنشان به اندازهٔ خانواده و خاندان شما برای من مطلوب و محبوب باشد!؟ عمربن خطاب گفت: من هم همینطور، سوگند به آنکه جانم در دست اوست[۳]! هند گفت: ای رسول‌خدا، ابوسفیان مردی بخیل است؛ آیا مرا باکی خواهد بود که از اموال او فرزندانمان را برگ و نوا برسانم؟! رسول‌خدا -صلى الله علیه وسلم- فرمودند: «لا اَراهُ اِلاّ بِالمَعروف» موافق نیستم؛ مگر در محدودهٔ عُرف و عادت بوده باشد! [۴]

منبع: خورشید نبوت؛ ترجمهٔ فارسی «الرحیق المختوم» تالیف: شیخ صفی الرحمن مبارکفوری، ترجمه: محمد علی لسانی فشارکی، نشر احسان ۱۳۸۸

[۱]- از اینجا به بعد، تا آخر روایت در متن کتاب، قیود بیعت که مطابق سیاق می‌بایست به صیغه مخاطب بیاید، همه با صیغه غایب، و با عبارات برگرفته از آیه شریفه (۱۲، تحریم) آمده است- م.

[۲]- مدارک التنزیل، نَسَفی، تفسیر آیه بیعت.

[۳]- در متن کتاب، این عبارت از روایت صحیح بخاری، فرمایش رسول‌خدا -صلى الله علیه وسلم- تلقی شده است؛ چنانکه از ظاهر روایت برمی‌آید-م.

[۴]- صحیح البخاری، ح ۳۸۲۵، ۷۱۶۱؛ فتح الباری، ج ۷، ص ۱۷۵، ج ۱۳، ص ۱۴۸٫

| ۱ فروردین ۱۳۹۱

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 21نفر
  • بازدید امروز 25727
  • بازدید دیروز 18366
  • بازید کل 107706727

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com