پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

دوستان گرامی، وااسلاماه شدیدا به کمک مالی شما خیرین محترم نیازمند است با کمک به سایت در فعالیت های آن سهیم شوید کمک های خود را می توانید از طریق لینک زیر پرداخت نمایید http://vaislamah.com/donate ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2320
  • کل نظرات 9617
  • کل اعضا 1683
  • جدیدترین عضو علی
خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 35709

بقایای دین و آیین ابراهیم (علیه السلام)

قوم عرب- چنانکه دیدیم، پیش از ظهور اسلام در جاهلیت بسر می‌بردند؛ اما، در عین حال، بقایایی از دین حنیف و آیین حضرت ابراهیم (علیه السلام) در فرهنگ و جامعهٔ آنان وجود داشت، و دین ابراهیم را به کلی ترک نکرده بودند. از جمله بیت‌الله الحرام را همچنان بزرگ می‌داشتند؛ دور آن را طواف می‌کردند؛ حج می‌گزاردند، عمره بجای می‌آوردند؛ وقوف به عرفات و وقوف در مزدلفه داشتند؛ و شتران قربانی را در منی نحر می‌کردند؛ جز آنکه این موارد یاد شده را با بدعت‌هایی درآمیخته بودند:

۱) قریش می‌گفتند: ما فرزندان ابراهیم واهل حرم هستیم، و متولیان خانهٔ خدا و ساکنان مکه؛ از میان قوم عرب هیچکس این چنین حق و منزلتی ندارد که ما داریم، و خودشان را «حُمس» می‌نامیدند. و براساس آن، می‌گفتند: ما را سزاوار نیست که از محدودهٔ «حرم» بیرون برویم و به منطقه «حل» (خارج از حرم) پای بگذاریم! از این رو، در عرفات وقوف نداشتند، و همانند مردم از عرفات به مشعرالحرام سرازیر نمی‌شدند؛ بلکه به طور اختصاصی از مزدلفه به دیگر حاجیان می‌پیوستند؛ چنانکه خداوند متعال خطاب به آنان این فرمان را فرستاده است:

﴿ثُمَّ أَفِیضُوا مِنْ حَیْثُ أَفَاضَ النَّاسُ﴾[۱]. «آنگاه سرازیر شوید از همان جایی که مردم سرازیر می‌شوند!»

۲) و نیز قریش می‌گفتند: «حمس» را سزاوار نیست که سرشیر درست کنند، یا از شیر روغن بگیرند، در حالی که محرم‌اند؛ همچنین، نباید داخل خیمه‌ای بشوند که از موی چارپایان درست شده است؛ و نیز نباید زیر سایبان بروند در حالی که محرم‌اند؛ و اگر بخواهند زیر سایبانی بروند، باید در خیمه‌هایی سرپناه بگیرند که از چرم ساخته شده باشد. [۲]

۳) هم آنان می‌گفتند: «اهل حل» – یعنی غیر اهل حرم- سزاوار نیست از خوراکی‌هایی که از منطقه حل به محدودهٔ حرم آورده‌اند، در حرم بخورند، هرگاه حج می‌گزارند یا عمره به جای می‌آورند.[۳]

۴) قریشیان- به عنوان اهل حرم- اهل حل (دیگر مردم) را امر می‌کردند که وقتی وارد حرم می‌شوند، برای نخستین بار، کعبه را طواف نکنند مگر در جامهٔ «حمس»؛ و در اجرای این امر، افراد قبیله قریش مردم را تحت‌نظر و مراقبت می‌گرفتند؛ مرد جامه‌اش را به مرد می‌داد تا با آن طواف کند، و زن جامه‌اش را به زن می‌داد تا طواف کند و جامه را برگرداند. حال، اگر بعضی از حج‌گزاران دستشان به جامه‌ای نمی‌رسید، مردان برهنه طواف می‌کردند، و زنان نیز همهٔ جامه‌هایشان را از تن بیرون می‌کردند و تنها یک نیم تنهٔ توری می‌پوشیدند، و با آن طواف می‌کردند، و در حین طواف چنین می‌سرودند:

الیوم یبدو بعضه او کله

و ما بدا منه فلا احله

«امروز قسمتی از آن یا تمامی آن هویدا میگردد، و هر اندازه از آن که هویدا شود، من بر کسی حلال نمی‌کنم!»

خداوند سبحان در این ارتباط، در قرآن کریم چنین فرمان داد:

﴿یَا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ﴾[۴]. «به هنگام رفتن به مسجد آرایش‌های خود را با خود داشته باشید.»

بر پایهٔ این بدعت، هرگاه مرد یا زنی تن به اجرای حکم مزبور نمی‌داد، و با جامه‌ای که از منطقه حل بر تن داشت طواف می‌کرد، پس از طواف می‌بایست آن جامه را از تن بدر کند، و نه خود او و نه هیچکس دیگر نمی‌بایست از آن جامه استفاده کند [۵].

۵) قریشیان در حال احرام، از در ورودی خانه‌هایشان وارد نمی‌شدند، بلکه از پشت خانه‌‌هایشان نقب می‌زدند و از آن سوراخی که در پشت خانه تعبیه کرده بودند وارد و خارج می‌شدند، و این جفای مسلم را عملی نیکو تلقی می‌کردند. قرآن از این عمل آنان را نهی فرمد. قال الله تعالی:

﴿وَلَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ﴾[۶].

«نیکی به آن نیست که از پشت خانه‌هایتان به خانه‌ها درآیید؛ بلکه نیکی این است که همگان تقوا پیشه کنند؛ و از در خانه‌هایتان به خانه‌ها درآیید؛ و با خدا باشید تا آنکه رستگار شوید».

منبع: خورشید نبوت؛ ترجمه فارسی «الرحیق المختوم» تالیف: شیخ صفی الرحمن مبارکفوری، ترجمه: محمد علی لسانی فشارکی، نشر احسان ۱۳۸۸

[۱]- سورهٔ بقره آیه ۱۹۹

[۲]- سیرهٔ ابن‌هشام، ج ۱، ص ۲۰۲

[۳]- همان.

[۴]- سورهٔ اعراف، آیه ۳۱٫

[۵]- سیرهٔ ابن‌هشام، ج ۱، ص ۲۰۲، ۲۰۳؛ صحیح البخاری، ح ۱۶۶۵٫

[۶]- سورهٔ بقره، آیه ۱۸۹؛ تفسیر ابن جریر طبری، ذیل آیه شریفه، صحیح البخاری، ح ۱۸۰۳، ۴۵۱۲؛ فتح الباری، ج ۳، ص ۶۲۱-۶۲۲

| ۱ فروردین ۱۳۹۱

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 28نفر
  • بازدید امروز 112151
  • بازدید دیروز 114256
  • بازید کل 100470838

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com