پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

کاربران ارجمند؛ به سوالات تکراری پاسخ داده نمی شود لطفا ابتدا سوال خود را در سایت جستجو نمایید ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2335
  • کل نظرات 9765
  • کل اعضا 1708
  • جدیدترین عضو شهرام گلی
خبرنامه
اسلام
| بازدیدها: 36915

omar-faroqنمی ‏دانم چگونه می‎توان از امیرالمومنین عمربن خطاب رضی الله عنه سخن گفت که کلمات و عبارات از وصف و بیان  حال و منزلت ایشان ناتوان و قاصراند. 
با پیشه کردن عذر و تقصیرم خدمت ایشان، آن می ‏بینم که زاویه‎ای از زندگانی ایشان را  بیان و ترسیم نمایم. گرچه لحظه‎لحظه زندگی این بزرگمرد برای هر پندپذیر درس و برنامه زندگی است، لیک می‎خواهم پیرامون حکومتداری دستگاه خلافت ایشان چند سطری بر لوح کاغذ بنگارم.

دوران حکومت فاروق اعظم؛ عمربن خطاب رضی الله عنه و مدیریت ایشان چنان بود که همگان احساس امنیت و آرامش می کردند. به راستی که دوران خلافت ایشان سدی بود در مقابل فتنه‎ها. باری حضرت عمر رضی الله عنه از حذیفه بن یمان رضی الله عنه در مورد شعله‎های فتنه که چون امواج دریا در تلاطم است سوال نمود و ایشان  در جواب فرمود: ای امیر مومنان، تو را  بر آن خرده‎ای نیست، چرا که در بین تو و آنها دری بسته قرار دارد. عمر رضی الله عنه فرمود: و این در شکننده است، یا باز می‎شود؟ جواب داد: می‎شکند. دوباره فرمود: پس هرگز بسته  نخواهد شد. و چون از حضرت  حذیفه رضی الله عنه درباره این در سوال شد که چیست؟ فرمود: این  در، شخص خلیفه مسلمانان عمربن خطاب رضی الله عنه می‎باشد.
حقا که ابوحفص رضی الله عنه دری بسته در مقابل فتنه‎ها و مانعی فولادین بین فتنه‏ها و امت اسلامی بود. ایشان به تنهایی به تمام امور رسیدگی می‎نمود؛ ایشان بین خلافت و تواضع، اداره بیت‎المال و زهد در متاع دنیا، فرماندهی لشکرها و حفاظت خون بی‎گناهان هماهنگی بسیار خوبی برقرار کرد که هیچ یک بر دیگری تجاوز نمی‎نمود. به راستی چه کسی جز عمر رضی الله عنه از عهده این کار برمی‎آید.
ایشان داری نفسی بلندپرواز، بینشی استثنایی و خواستار رشد و هدایت بود که عدالت و عدالت‎پروری را منش و شیوه خویش قرار داده است. ایشان زوایای مختلف زندگی امت را مورد بازبینی قرار داد و عدالت را در آن بر پا کرد، اما باز بر این باور بود که این تلاش و خدمت به تنهای کافی نیست و نسل‎های آینده نیز بر گردن‎شان حق دارند. لذا در امر آیندگان نیز اهمال نورزید و حکومت پس از خود را وامدار سرزمینی که آتش و تباهی شرق و غرب آن را نابود کرده است، نگردانید، بلکه شیوه و الگویی بی‎نظیر برای متولیان امور نسل‎های آینده قرار داد تا با پیروی و عمل بر آن راه  صواب را از ناصواب بازشمارند و به بیراهه نروند. 
چه زیباست این فرموده  ایشان که می‎فرماید: «لولا آخر المسلمین، ما فتحت قریه إلا قسمتها بین أهلها، کما قسم النبی صلى الله علیه وسلم خیبر» اگر نسل‎های آینده مسلمانانِ این امت نمی‎بود هر سرزمینی را که فتح می‎نمودم در بین اهل آن تقسیم می‎کردم؛ همان‏طور که رسول الله صلی الله علیه وسلم در فتح خیبر چنین کردند.
 در روایت دیگری می‎فرماید: «أما والذی نفسی بیده، لولا أن أترکَ آخر الناس بَبَّانًا لیس لهم شیءٌ؛ ما فُتِحَتْ عَلَیَّ قریهٌ إلا قسمتُها کما قَسَمَ النبی صلى الله علیه وسلم خیبرَ، ولکنی أترُکُها خِزَانهً لهم یقتسمونها» قسم به ذاتی که جان من در اختیار اوست، اگر نسل‎های آینده را استثنا می‎نمودم و چیزی برای آنان در نظر نمی‎گرفتم هر سرزمینی را که فتح می‎کردم تقسیم می‎نمودم؛ همان‎طور که رسول الله صلی الله علیه وسلم خیبر را تقسیم نمودند، اما من آن را ذخیره‎ای در نظر می‎گیرم تا آیندگان نیز از آن بهره ببرند.
 ابن اثیر می‎نویسد: ایشان بدین دلیل چنین تصمیمی گرفتند که تقسیم سرزمین‎های فتح‏شده بین سپاهیان اسلام و صاحبان غنیمت‎های جنگی، سبب محروم شدن کسانی که در این نبردها حضور نداشتند و آنان‎که در آینده می‎آمدند می‎شد؛ لذا از  تقسیم خودداری نمود تا همگان در آن سهیم باشند. اما پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم به این دلیل خیبر را تقسیم کردند که در آن زمان تعداد مسلمانان اندک بود و سرزمین‎ها یکی پس از دیگری فتح می‎شد و اسلام نیاز به تالیف قلوب (بدست آوردن دل‎های مردم) داشت، ولی در زمان خلافت حضرت عمر رضی الله عنه اوضاع و شرایط تغییر کرد؛ سرزمین اسلام گسترش چشم‎گیری پیدا کرده و به اوج قدرت و شأن و شوکت خود رسیده و دیگر نیازی به تالیف قلوب نبود؛ لذا حضرت عمر رضی الله عنه با برپایی دولت قدرتمند اسلام بر پایه نظام مستحکم داخلی نسل‎های آینده را مدنظر و توجه آرمان‎های بلند اسلامی خویش قرار داده و برآن شد تا آنان را نیز از عدالت و نظر وسیعش بی‎نصیب نسازد. بدین منظور تمام سعی و توان خود را برای تشکیل زندگی‎ای زیبا و عزتمند و سربلندی مسلمانان زیر پرچم اسلام، بدون هیچ‏گونه وابستگی به بیگانگان مبذول داشت.
امیرالمومنین تنها بر شرایط حال قانع نبود. وی در جایی می‎فرماید: اگر الله مرا سلامتی عنایت فرماید بیوگان عراق را در حالی ترک خواهم کرد که دیگر نیازی به حمایت دیگران نداشته باشند. ایشان در اندیشه رفاه و راحتی دایمی مردم بود و به مدت زمان محدود توجهی نداشت و بر این باور بود که خداوند متعال در این راه یار و مددگار وی خواهد بود، و چگونه می‎تواند غیر این  باشد در حالی که خود، راوی این حدیث گهربار رسول خدا صلی الله علیه وسلم است که می‏فرمایند: «لو أنّکم توکلتم على الله حق توکله، لرزقکم کما یرزق الطیر؛ تغدو خماصًا، وتروح بطانًا»؛ اگر هر یک از شما بر الله توکل کنید، چنان‎که حق توکلش است، الله تعالی روزی‏تان را می‏دهد، چنان‏که روزی پرنده‎ای که صبحگاهان گرسنه است و شب‎هنگام سیر، را می‏دهد.
و این بینش استثنایی و ایمان راسخ امیرالمؤمنین عمربن خطاب به حقوق انسان‏های زمانه‏اش و آنان که در آینده می‏آیند بود. بنای حکومتداری ایشان با دیگر ممالک حکومتی تفاوت ویژه‏ای داشت. در دولت اسلامی ایشان تغییرات بزرگ و شگرفی در کوتاه‎ترین زمان ممکن به وقوع می‏پیوست. چنان‎که در زمانی کوتاه از خلافت ایشان، پهنای گیتی تحولی عظیم را شاهد بود؛ بنگرید به وسعت حکومتداری حیرت‏انگیز دولت اسلامی در زمان خلافت عمربن خطاب و میراث بی‏نظیر عدالت و مملکت‏داری که در مدت‎زمان کوتاه ده ساله‏ای که زمام امور را در دست داشت به وجود آورد. و شگفت‏‎انگیزتر اینکه وقتی یکی از نوادگان ایشان به نام عمر بن عبدالعزیز رحمه الله زمام  حکومت را در دست می‏گیرد مال و دارایی بیت‏المال مسلمین به اوج شکوفایی خود می‎رسد. (به گواهی تاریخ؛ در دوران زمامداری عمربن عبدالعزیز به ندرت محتاجی یافت می‎شد که از دارایی دولت و بیت‏المال طلبی داشته باشد.)
همه این حوادث در زمانی کوتاه به‎وقوع می‏پیوندد که دال بر اهمیت و جایگاه عقل و بینش بی‏همتایی است که سعی بر برپایی رفاه و آسایش در سایه آزادی و برنامه‏ای معجزه‏آسا که مثل و مانندی ندارد، می‏باشد؛ و به راستی این اسلام است که چنین ویژگی‎هایی را در وجود پیروان راستین‏اش قرار می‏دهد. چنان‎که تربیت‎کده‏هایی که این چنین رجالی را تربیت دهند را دایر می‏نماید. و پوشیده نیست که کسانی هستند که سعی در به بند و زنجیر کشیدن آزادی ما داشته و می‏کوشند تا افق‏های بی‏کرانه تفکرات اسلامی فردای‏مان را محدود کنند، اما ما از اسلام مدد می‏جوییم که دین و یگانه منجی ‏ماست. والله الهادی.

منبع : سنی آنلاین

| ۸ شهریور ۱۳۹۳
۱۲ پاسخ به “الگوی حکومتی امیرالمومنین عمربن خطاب رضی الله عنه”

  1. ali says:

    با سلام و خسته نباشید
    من یه مسلمان و مذهبم شیعه است چند وقتی است که اتفاقی به این سایت اومدم
    اهل مطالعات دینی کم و بیش هستم ولی کتب اهل تسنن را از زبان خودشون اصلا ندیدم
    سوالات زیادی برام مطرح هست که دوست دارم در فضای برادری و انسانی با هم مشورت کنیم
    مثلا وقتی موسی به کوه طور می رود هارون برادرش را به جانشینی می گمارد و پیامبر اکرم هر وقت به جنگ یا مسافرت می رفت یه نفر را به  عنوان جانشین در مدینه می گذاشت چطور می شه باور کرد که پیامبر اسلام برای بعد از فوتش کسی را معرفی نکرده باشد؟
    اگه سوالم را در این سایت گذاشتید و جوابی از روی انصاف دادی کمکی بزرگی به من و دیگران نمودید
    با تشکر

    پاسخ :

    برادر گرامی اگر فردی مثل شما حرف از ادب و انصاف بزند البته که پاسخ خواهیم داد که متاسفانه اکثرا از ادب فاصله دارند .
    اولا اینکه عده ای از عزیزان برای اینکه جانشینی برای حضرت رسول تعیین کنند و دلیل قوی برای این کار ندارند از روی ناچاری به داستان حضرت موسی پناه می برند که حضرت به کوه طور رفت و جانشین تعیین کرد و چرا پیامبر ما این کار را نکرد !
    در پاسخ می گوئیم یکی عقل و دیگر دانش دو نعمت بزرگی هستند که لازم است هر انسانی از آنها استفاده کند ، دین حضرت موسی که برای قوم یهود بود و با آن همه خصوصیات و تفاوتهایش چه ربطی به دین آخرین فرستاده خدا دارد ؟ اگر شما قصد بررسی تفاوتهای این دو دین را دارید لازم است تمامی آنها را بررسی کنید چرا که تفاوتها یکی دو مورد نیستند ، مثلا در دین آنها توبه کردن با قتل گنکار بود و تمیز کردن نجاست از لباس با قطع تکه آلوده با نجاست از لباس بود در صورتی که در دین آخرین فرستاده خدا توبه کردن از گناهان فقط با تصمیم صادقانه ممکن است وکفایت می کند ، و همینطوردور کردن نجاست با شستن کفایت می کند، پس ما مکلف به پیروی از دین موسی نیستیم و همینطور دین اسلام به ما دستور بررسی تفاوتهای بین این دو دین را نداده است و ما مسلمانان حق نداریم به پیامبر اسلام ایراد وارد کنیم که چرا مانند موسی عمل نکرد! ، آنچه که مشترک بین ما و بین دین موسی و عیسی است توحید و یکتا پرستی و دوری از شرک و کفر است اما ما کاری به جزئیات دین آنها نداریم ، حتی نماز ما مانند نماز آنها نیست و تا به حال هیچ شخصیتی نگفته که چرا عبادت ما با عبادت حضرت موسی تفاوت دارد .
    ثانیا ، هارون جانشین نبود بلکه از ابتدا همراه و همکار موسی تعیین شده بود و هارون مانند موسی پیامبر بود وَوَهَبْنَا لَهُ مِن رَّحْمَتِنَا أَخَاهُ هَارُونَ نَبِیًّا / سوره مریم آیه ۵۳
    یعنی: و ما از روی مرحمت خود، برادرش هارون را که پیغمبر بود، بدو دادیم
    موسی علیه السلام از خداوند خواست هارون را شریک رسالت و دعوت او قرار دهد. خداوند دعای او را استجابت فرمود. وَأَخِی هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّی لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِیَ رِدْءًا یُصَدِّقُنِی إِنِّی أَخَافُ أَن یُکَذِّبُونِ/ سوره قصص آیه ۳۴
    یعنی: برادرم هارون که از من زبان بلیغ‌تر و فصیح‌تری دارد با من بفرست تا یاور من بوده و مرا تصدیق نماید چرا که می‌ترسم تکذیبم کنند و دروغگویم نامند . قران جایی برای شبهه باقی نگذاشته است و مسلمانان اگر به قرآن رجوع کنند دچار مشکل نمی گردند !
    ثالثا ، هارون علیه السلام قبل از موسی وفات کرده است و موسی علیه السلام جانشین خودرا دفن کرده است ! اگر خلیفه منظور شما کسی باشد که بعد از مرگ پیامبر خلافت کند پس چرا موسی کسی را تعیین کرد که قبل از او وفات یافت ! بنا به شهادت کتابهای تاریخی معتبر همانند “تاریخ طبری” و “البدایه والنهایه” امام ابن کثیر؛ هارون علیه السلام ۱۲۲ سال عمر کرد و ۱۱ ماه قبل از برادرش موسی بسوی معبود شتافت و از دنیا رفت، وفاتش در سرزمین تیه (بیابانی بی‌آب و علف) قبل از ورود بنی‌اسرائیل به فلسطین بود.
    حافظ ابن حجر رحمه الله در کتاب “فتح الباری” در شرح حدیث ماجرای وفات موسی علیه السلام می نویسد: «وَمَاتَ هَارُون ثُمَّ مُوسَی عَلَیْهِمَا السَّلَام قَبْل فَتْح الْأَرْض الْمُقَدَّسَه عَلَی الصَّحِیح»
    در روایات آمده که بنی اسرائیل موسی را متهم کردند که تو هارون را کشتی .
    همچنین این حرف تان که گفتید پیامبر اکرم هر وقت به جنگ یا مسافرت می رفت یه نفر را به عنوان جانشین در مدینه می گذاشت صحیح نیست و غلو است ، صحیح این است که پیامبر خدا بعضی مواقع و بنابر نیاز آن روزها جانشین تعیین می کردند و همیشه این کار را نکرده است و ثابت هم نیست به دلیل طولانی شدن پاسخ از ذکر تفصیل آن خودداری می کنم .
    و اما بهترین پاسخ : این است که آنحضرت جانشین تعیین نکرد . و اگر تعیین کرد یک آیه صریح از کلام الهی در قرآن نشان دهید که بگوید پیامبر جانشین تعیین کرده است و یا بگوید فلان شخص جا نشین تعیین شده است ؟!
    حتی حضرت علی برای یکبار ادعا کرده باشد که من جا نشین پیامبر هستم حتی در زمان حاکمیت شان نشان دهید ! آیا امکان دارد حضرت علی از امر الهی چشم پوشی کنند ؟
    واقعیت امر چیزی دیگر است ، جانشین پیامبر هر که بود وفات یافت در گیرشدن بر سر این مسایل هوسی بیش نیست ، یک مسلمان لازم است که بنده صالح و نیک الله باشد و از هوس و هواهای نفس و شیطان خودرا دور سازد ، چرا که خداوند روز قیامت از او نمی پرسد که جا نشین پیامبر چه کسی بوده است بلکه از خواهد پرسید چقدر اعمال نیک انجام دادی و چقدر معاصی خدا و رسول را کردی ، خداوند با کینه توزی پرستش نمی شود بلکه خداوند قلب پاک و بدون آلودگی را می پسندد، و هر شخص مسئول اعمال خویش خواهد بود نه اعمال دیگران ، خداوند همه مسلمانان را از هواهای نفس و فریب شیطان رها سازد .

    ( این پاسخ یک سوال تان بود که در حد یک مطلب است هرگاه این پاسخ را بصورت کامل گرفتید آنگاه یکی دیگر بپرسید)


  2. عبدالله از تربت جام says:

    بی زحمت معنای این حدیث را که در کتاب صحیح بخاری است برای من بیان کنید: (ان لسیدنا عمر(رض) داءُ دوائه ماءالرجال)

    پاسخ :
    چنین حدیثی در صحیح بخاری وجود ندارد !!


  3. سمیه says:

    سلام
    ببخشید میخواستم یک سی دی سخنرانی در رابطه با سیره حضرت رسول اکرم به زبان ترکمنی از یک آخوند سرشناس دارم که میخوام تو سایت بذارم که همه استفاده کنند،ولی هیچ دیتایی در این زمینه ندارم که چطوری و در کجا بزارم
    لطفا راهنمایی کنید.ممنونم و منتظر………

    پاسخ :
    پاسخ شما مفصلا ایمل گردید، لطفا پس از چک کردن ایمل از همان طریق موضوع را پیگیری نمائید .


  4. مریم says:

    این اظهار نظر به دلیل بیهوده گویی حذف گردید .
    توضیح :
    کتاب آنگاه هدایت شدم نیز از جمله کتابهای بیهوده گو می باشد و حرف و حدیثش که با نام کتب اهل سنت نوشته شدند جعلی هستند ، شما قبل از اینکه سر خود کلاه بگزارید وبه اهانت دیگران بپردازید بهتر است چشم خودرا بسوی حقایق در کتب اهل سنت باز کنید و به راست و دروغ بودن کتاب مورد نظر تان مطمئن شوید . آنگاه فیصله نمائید ! خواهر دلسوز که دل تان اینقدر برای هدایت ما کینه دارد !!


  5. معتزله says:

    : مذهب حنفی عقلانی ترین مذهب فقهی اهل سنت است وبه همین خاطر هست که معتزله سنی پیرو مذهب حنفی هستند اما احکام فقهی را با عقل وشرایط زمان تطبیق میدهند وبه بررسی عقلانی ان با وحی میپردازند


  6. معتزله says:

    سلام لطفا سایر عزیزان اهل سنت از دست من ناراحت نشوند اما به نظر من شیعیان از اکثریت قاطع اهل سنتی که معتزلی نیستند بهتر توانستند خود را با دنیای مدرن منطبق کنند به نظر من هم علت ان این است که شیعه در مباحث کلامی پیرو معتزله است وبسیاری از مباحث عقلی معتزله وارد ان شده است اما اکثریت اهل سنت با سرکوب معتزله خود را از عقل گرایی وعقلانیت دور کرده اند
    اما شما ممکن است بگویید چرا پس من سنی معتزلی شدم
    علت ان ۲چیز است ان هم این است که من به این نتیجه شخصی رسیدم که هیچ دلیل قرآنی وعقلی وروایی(متواتر ومستند ومنطبق بر قرآن وعقل) قاطع نیست که ائمه بزرگوار شیعه یعنی حضرت علی وحضرت حسن وحضرت حسین وحضرت سجاد وحضرت باقر وحضرت صادق وحضرت موسی کاظم وحضرت رضا وحضرت جواد وحضرت هادی وحضرت حسن عسگری وامام دوازدهم شیعیان امامت الهی ومنصوب ازجانب الله دارند
    دلیل دوم : براساس کتابهای اقای جعفر شهیدی ومرتضی مطهری حضرات ابوبکر وعمر خادم به اسلام بودند که این با عقیده شیعه دوازده امامی در تضاد است


  7. معتزله says:

    سلام در ضمن تحقیقات منصفانه من درباره حضرت عمر یکی از دلایل این بود که نتوانستم عقیده شیعه دوازده امامی را ضمن احترام به تمام عزیزان شیعه دوازده امامی وعقایدشان بپذیرم
    اقای دکتر جعفر شهیدی که خود مجتهد شیعه هست در کتاب تاریخ تحلیلی اسلام چه تمجیدهایی از حضرت عمر میکنند
    اقای عبد الحسین زرین کوب ملی گرا در کتاب بامداد اسلام چه تعریفیهایی از حضرت عمر میکند
    لطفا عزیزان شیعه دوازده امامی ناراحت نشوند


  8. معتزله says:

    سلام دوست عزیز من ………….. خودم تحقیقاتی درباره ادیان کردم من نه از سر دشمنی …..ویا مخالفت سیاسی با گروهی ضمن احترام به عزیزان.. با مطالعه در تاریخ اسلام وعقاید گروههای عقیدتی مختلف به نظر شخصی ام عقیده سنی معتزلی را پذیرفتم
    ضمن احترام به سایر عزیزان اهل سنت وهمچنین شما اما به نظرم عقاید سایر اهل سنت غیر از معتزله برایم قابل هضم وقابل قبول نیست به نظرم چون اکثریت اهل سنت عقیده معتزلی را کنار گذاشتند به این روز دچار شدند که گرفتار داعش بشوند
    من معتزلی سنی هستم معتزلی سنی چون من بر خلاف قرانیون (عقیده من هم چون اکثریت قدمای معتزله است) سنت پیامبر را قبول دارم پایبند فقه حنفی هستم
    اما معتزله بر اساس باور به عقل معتقد است عقل بر نقل(منظور روایات منتسب به حضرت رسول هست نه قرآن) واحکام فقهی اولویت دارد(یعنی اگر روایتی ضد عقل بود حجت ندارد البته عقل متصل به وحی وقرآن وباید به قرآن کریم هم که وحی است با عقل نگاه کرد(یعنی استنباط از قرآن با عقل باشد والا قرآن کلام خداست ومن کاملا آن را قبول دارم)
    تذکر :معتزله تمام ایات قران را کلام خدا میداند وبه آن باور دارد
    من با افتخار سنی معتزلی هستم
    هرچند امروز بقیه اهل سنت بگویند معتزله سنی نیست


    • Moslim says:

      معتزلی معتزلی،سبحان الله که برخی از انسانها چنان بی ظرفیتند ک باخواندن چند کتاب خود را بر حق و عالم میپندارند،و خود را از سلف صالح و تابعین برتر و برحق تر میپندارند،وای بر هرآنکسی که بخواهد راهی جز راه نبی صلی الله علیه وسلم و یارانش در پیش گیرد،با ابراز تاسف برای شما که فرقه گرایی را در بین مسلمانان باب میکنید و تفرقه را ایجاد میکنید.واینکه عقل ما محدود است و نمیتواند همه چیزی را با عقل تعبیر و یا قبول کند.من اعتراض دارم به خاطر ثبت نظرات شما.


    • معتزله says:

      با سلام ابتدا تشکر میکنم که دست اندرکاران گرامی سایت وا اسلاما نظرات من را نشان دادند
      جزاکم الله خیر
      اما بعد برادر مسلم عزیز:
      من به عنوان یک انسان آزاد معتزلی شدم میدانم ممکن است سنی معتزلی در جهان فقط من الان باشم ولی به عقیده ونظرم بر اساس تحقیقاتم این مکتب مکتب حق است
      ومتاستفانه امیدوارم بقیه عزیزان اهل سنت ناراحت نشوند اما مشکلاتی که در جامعه های اهل سنت داریم مثل ختنه دختران وقتل ناموسی ومسائلی مثل تروریسم ناشی از دوری از فکر معتزله است
      این نظر شخصی من است


  9. بلوچ says:

    الله تی ساتوک بیت بلوچستان .

    تشکر از سایت بسیار خوب تون .


  10. Banoo says:

    خداوند جزای خیرتان دهد.
    برنامه ی حکومتی امیرالمؤمنین عمر رضی الله عنه،برنامه ی حکومتی عادلانه است که پیاده شدن این طرح به معنای تشکیل حکومتی ایده آل است که در آن هربنده ی خداوند میتواند به حق خود برسد از کوچکترین قانون تا بزرگترین قانون آن برای جامعه ی اسلامی حیاتی است،از مجازات کم فروشی و گران فروشی و ….تا قوانین فتح کشورها.

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 15نفر
  • بازدید امروز 42704
  • بازدید دیروز 84411
  • بازید کل 107808115

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com