پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

کاربران گرامی؛ سوالات شرعی شما از روز پنجشنبه بررسی خواهند شد ان شاءالله، سوالات بسیار زیادی دریافت شده، تکراری ها حذف خواهند شد ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2335
  • کل نظرات 9754
  • کل اعضا 1707
  • جدیدترین عضو MEHDI7
خبرنامه
خواهرمسلمان
| بازدیدها: 1341

وااسلاماه+عبادات پیامبر

پیامبر اسرار بعضی عبادات را بیان فرموده است
باز پیامبر صلى الله علیه وسلم فلسفه و اسرار تعیین اوقات را در بعضی مواضع، بیان فرموده است؛ چنان‌که:
[۱] درباره‌ی چهار رکعت قبل از ظهر فرموده است: «إِنَّهَا سَاعَهٌ تُفْتَحُ فِیهَا أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَأُحِبُّ أَنْ یَصْعَدَ لِى فِیهَا عَمَلٌ صَالِحٌ» [ترمذی: ۴۷۸]؛ «آن وقتی است که درهای آسمان باز می‌گردند؛ پس دوست دارم که در آن وقت عمل صالحی از من بالا برود.»
[۲] و نیز از رسول الله صلى الله علیه وسلم درباره‌ی روزه‌ی عاشورا مروی است که سبب مشروعیتش نجات حضرت موسی علیه السّلام و قوم او در این روز از فرعون بود و سبب مشروعیتش در میان ما پیروی از سنت حضرت موسی علیه السّلام است. [نگا. بخاری: ۲۰۰۴؛ مسلم: ۱۱۳۰]
هم‌چنین پیامبر صلى الله علیه وسلم اسباب و علل بعضی احکام را نیز بیان فرموده است؛ چنان‌که:
[۱] درباره‌ی کسی که از خواب بیدار می‌شود، فرمود: «لَا یَدْرِی أَیْنَ بَاتَتْ یَدُهُ» [بخاری: ۱۶۲؛ مسلم: ۲۷۸]؛ «نمی‌داند که شب دستش در کجا بوده است.» (یعنی احتمال نجس بودنش هست. (مترجم))
[۲] و درباره‌ی افشاندن بینی فرمود: «فَإِنَّ الشَّیْطَانَ یَبِیتُ عَلَىٰ خَیْشُومِهِ» [بخاری: ۳۲۹۵؛ مسلم: ۲۳۸]؛ «به تحقیق که شیطان در بینی‌اش می‌خوابد.»
[۳] و درباره‌ی شکستن وضو به وسیله‌ی خواب فرمود: «فَإِنَّهُ إِذَا اضْطَجَعَ اسْتَرْخَتْ مَفَاصِلُهُ» [أبوداود: ۲۰۲؛ ترمذی: ۷۷]؛ «وقتی که او می‌خوابد، مفاصلش از هم جدا می‌شوند.»
[۴] و درباره‌ی رمی جمار فرموده است: «إِنَّهُ لِإِقامَهِ ذِکرِ اللّه» [أبوداود: ۱۸۸۸؛ ترمذی: ۹۰۲]؛ «این به خاطر اقامه نمودن ذکر الله است.»
[۵] و درباره‌ی حکمت اجازه‌ی قبل از ورود فرمود: «إِنَّمَا جُعِلَ الاِسْتِئْذَانُ مِنْ أَجْلِ الْبَصَرِ» [بخاری: ۶۲۴۱]؛ «به تحقیق که اجازه‌گرفتن به خاطر تماشا نکردن قرار داده شده است.»
[۶] و درباره‌ی پس خورده‌ی گربه فرمود: «إِنَّهَا لَیْسَتْ بِنَجَسٍ، إِنَّمَا هِىَ مِنَ الطَّوَّافِینَ عَلَیْکُمْ أَوِ الطَّوَّافَاتِ» [أبوداود: ۷۵]؛ «آن نجس نیست؛ زیرا به نزد شما زیاد رفت و آمد دارد.»
و در بعضی مواضع چنین بیان فرموده که حکمت در آن‌ها:
[۱] یا دفع فساد است؛ مانند نهی از عمل جنسی در ایام شیر خوارگی تا به بچه ضرری نرسد. [نگا. مسلم: ۱۴۴۲]
[۲] یا نهی از کاری به‌خاطر مخالفت با کفار؛ چنان‌که درباره‌ی نهی از نماز به هنگام طلوع خورشید می‌فرماید: «فَإِنَّهَا تَطْلُعُ بَیْنَ قَرْنَیِ الشَّیْطَانِ وَحِینَئِذٍ یَسْجُدُ لَهَا الْکُفَّارُ» [أبوداود: ۱۲۷۷]؛ «خورشید بر سر دو شاخ شیطان طلوع می‌کند و در این هنگام کفار به‌آن سجده می‌کنند، یعنی شیطان آنان را وادار کرده که به‌خورشید سجده کنند.»
[۳] یا برای مسدودکردن باب خرافات؛ چنان‌که حضرت فاروق اعظم به‌کسی که می‌خواست نماز نفل را بلا فصل متصل با نماز فرض بخواند، گفت: «بِهٰذا هَلَکَ مَنْ قَبْلَکُمْ» فَقَالَ النَّبِیُّ صلى الله علیه وسلم: «أَصَابَ اللهُ بِکَ یَا ابْنَ الْخَطَّابِ!» [أبوداود: ۱۰۰۷]؛ «امت‌های گذشته این‌گونه هلاک شدند.» پیامبر صلى الله علیه وسلم در تأیید وی فرمود: «خداوند تو را بر صواب قرار داد ای پسر خطاب!.»
[۴] یا به ‌خاطر مشقت؛ چنان‌که آن حضرت صلى الله علیه وسلم فرموده است: «أَوَ لِکُلِّکُمْ ثَوْبَانِ» [بخاری: ۳۵۸؛ مسلم: ۵۱۵]؛ «آیا هریکی از شما دو پارچه دارد؟» و چنان‌که خداوند می‌فرماید: ﴿عَلِمَ اللهُ أَنَّکُمْ کُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ وَعَفَا عَنْکُمْ﴾ [بقره: ۱۸۷]؛ «خدا دانست که شما نسبت به خودتان خیانت می‌نمایید، پس به سوی شما متوجه شد و از شما درگذشت.»
پیامبر اسرار ترغیب و ترهیب را بیان فرموده است
و در بعضی مواضع اسرار ترهیب و ترغیب را بیان کرد و در بسیاری از مواضع مشتبه، صحابه به او مراجعه نمودند که وی شبهات آنان را برطرف نمود و آن را به اصلش برگردانید:
[۱] می‌فرماید: «صَلاَهُ الرَّجُلِ فِى جَمَاعَهٍ تَزِیدُ عَلَىٰ صَلاَتِهِ فِى بَیْتِهِ وَصَلاَتِهِ فِى سُوقِهِ خَمْسًا وَعِشْرِینَ دَرَجَهً؛ وَذٰلِکَ أَنَّ أَحَدَکُمْ إِذَا تَوَضَّأَ فَأَحْسَنَ الْوُضُوءَ ثُمَّ أَتَى الْمَسْجِدَ لَا یُرِیدُ إِلَّا الصَّلاَهَ….» الحدیث [بخاری: ۲۱۱۹؛ مسلم: ۶۴۹]؛ «نمازخواندن مردم با جماعت از نمازخواندن در خانه و بازار بیست و پنج برابر بیشتر ثواب دارد، و این بدان خاطر است که وقتی یکی با خوبی وضو می‌گیرد سپس فقط به خاطر نماز به سوی مسجد می‌آید….»
[۲] و فرمود: «فِى بُضْعِ أَحَدِکُمْ صَدَقَهٌ.» قَالُوا: یَا رَسُولَ اللهِ أَیَأْتِى أَحَدُنَا شَهْوَتَهُ وَیَکُونُ لَهُ فِیهَا أَجْرٌ؟ قَالَ: «أَرَأَیْتُمْ لَوْ وَضَعَهَا فِى حَرَامٍ أَکَانَ عَلَیْهِ فِیهَا وِزْرٌ؟ فَکَذٰلِکَ إِذَا وَضَعَهَا فِى الْحَلاَلِ کَانَ لَهُ أَجْرٌ» [مسلم: ۱۰۰۶]؛ «انجام عمل جنسی شما با همسران‌تان صدقه‌ای به حساب می‌آید.» پرسیدند: یا رسول الله! در این که یکی از ما خواهش شهوانی خود را به جا می‌آورد، هم اجری وجود دارد؟ فرمود: «بگویید: اگر کسی خواهش خود را در جای حرامی برآورد، آیا گناهی ندارد؟! لذا برآوردن آن در جای حلال نیز پاداش دارد.»
[۳] و فرمود: «إِذَا الْتَقَى الْمُسْلِمَانِ بِسَیْفَیْهِمَا فَالْقَاتِلُ وَالْمَقْتُولُ فِی النَّارِ.» قَالُوا: هٰذَا الْقَاتِلُ فَمَا بَالُ الْمَقْتُولِ؟ قَالَ: «إِنَّهُ کَانَ حَرِیصًا عَلَىٰ قَتْلِ صَاحِبِهِ» [بخاری: ۳۱؛ مسلم: ۲۸۸۸]؛ «هرگاه دو مسلمان با شمشیر رویاروی یکدیگر قرار گیرند قاتل و مقتول هر دو جهنمی هستند.» گفتند: در حق قاتل متوجه شدیم، اما مقتول چه تقصیری دارد؟ فرمود: «او نیز خواهان کشتن شخص مقابل بود.»
و هم‌چنین فلسفه‌ی احکام را در مواضع دیگر ـ که شمارش آن‌ها مشکل است ـ نیز بیان فرموده است.
بعضی از صحابه اسرار بعضی احکام را بیان فرموده‌اند
حضرت عبدالله بن عباس رضی الله عنهما فلسفه‌ی مشروعیت غسل روز جمعه را بیان فرمود و زید بن ثابت رضی الله عنه علت ممانعت از فروختن میوه قبل از رسیدنش را بیان داشت و عبدالله بن عمر رضی الله عنهما فلسفه‌ی اکتفا بر استلام دو رکن از بیت الله را بیان نمود. بعد از ایشان تابعین و ائمه‌ی مجتهدین نیز احکام را معلل بالمصالح قرار داده، معانی آن‌ها را درک نمودند و از حکم منصوص علتی مناسب برای دفع ضرر و یا جلب منفعت استخراج نموده‌اند؛ چنان‌که در کتب و مذاهب آنان با گستردگی وجود دارد.
علمای سلف نیز اسرار بعضی احکام را بیان نموده‌اند
سپس زمان امام غزالی، خطابی، ابن عبدالسلام و امثال آنان فرا رسید ـ خداوند از تلاش‌های آنان قدردانی نماید ـ آنان نیز مسائل دقیق علمی و تحقیقات شریفی ارائه دادند.
هم‌چنان که سنت، مشتمل بودن احکام بر حکمت‌ها و مصلحت‌ها را ثابت کرد و اجماع بر آن منعقد گردید، این را نیز ثابت کرد که نزول قضای إلٰهی به تحریم و ایجاب چیزی در حد خود، علاوه از مصالح مذکور، سبب بزرگی برای اعطای ثواب فرمانبردار و کیفر نافرمان می‌باشد.
لذا واقعه از آن قرار نیست که برخی پنداشته‌اند که حُسن و قُبح اعمال به اعتبار استحقاق عامل به ثواب و عقاب، عقلی می‌باشند و وظیفه‌ی شرع فقط این است که از خواص اعمال همان‌طور که هستند، خبر بدهد، نه این که ایجاب و تحریمی در آن‌ها پدید بیاورد؛ همانند پزشکی که خاصیت و ویژگی‌های داروها و انواع مرض را بیان می‌کند.
این پندار فاسدی است که سنت آن را به صراحت رد می‌نماید.
چگونه این پندار درست باشد در حالی که رسول خدا صلى الله علیه وسلم درباره‌ی قیام رمضان فرمودند: «حَتَّىٰ خَشِیتُ أَنْ یُکْتَبَ عَلَیْکُمْ» [بخاری: ۷۲۹۰]؛ «تا این که احساس خطر کردم که بر شما فرض نگردد.»
و نیز فرمود: «إِنَّ أَعْظَمَ الْمُسْلِمِینَ فِى الْمُسْلِمِینَ جُرْمًا مَنْ سَأَلَ عَنْ شَىْءٍ لَمْ یُحَرَّمْ فَحُرِّمَ عَلَى النَّاسِ مِنْ أَجْلِ مَسْأَلَتِهِ» [بخاری: ۷۲۸۹؛ مسلم: ۲۳۵۸]؛ «بزرگترین مسلمان مجرم، کسی است که نسبت به چیزی سؤالی مطرح کند که به سبب سؤالش، آن چیز بر مردم حرام گردد.» إلیٰ غیر ذٰلک من الأحادیث.
گاهی مردم به حکمت شرع پی نمی‌برند
اگر این پندار درست می‌بود، می‌بایستی آن مقیمی که در حد یک مسافر دچار مشقت می‌شود، روزه‌اش را افطار کند؛ زیرا آن علتی که مبنای رخصت مسافر برای افطار روزه است، در این‌جا نیز متحقق است و مسافری که در رفاه و آسایش قرار گرفته، اجازه نمی‌یافت که روزه را افطار نماید!
دیگر حدودی که شرع آن‌ها را مقرر کرده است، نیز چنین‌اند.
سنت این را هم ثابت نموده است که جایز نیست که مردم در امتثال به احکام شرع ـ وقتی که با روایت صحیح ثابت باشند ـ در انتظار شناخت مصالح آن باشند؛ زیرا عقول بسیاری مردم در شناخت خیلی از مصلحت‌ها قاصراند و نیز پیامبر صلى الله علیه وسلم به نزد ما مطمئن‌تر از عقل‌های ماست.
این علم از طرف نااهلان مورد بخل قرار گرفته
از این‌جاست که این علم همیشه از طرف نااهلان مورد بخل قرار گرفته و آن شرایطی که در تفسیر کتاب خدا لازم قرار داده شده، در این‌جا نیز لازم‌اند و واردشدن در آن با رأی و بدون استناد به آن آثار و سنن جایز نیست.
مثال کسی که با نبی صلى الله علیه وسلم مخالفت ورزد
از جمله‌ی آن‌چه ذکر کردیم، واضح شد که مثال حق در مکلف گردانیدن به احکام شرع، مانند آقایی است که غلامانش مریض باشند و او یکی از خواص خویش را بر آن‌ها برگمارد تا آن‌ها را دارویی بدهد. اگر آن غلامان از این شخص اطاعت نمودند، از آقا اطاعت نموده‌اند و آقا از آنان خشنود شده، به آن‌ها پاداش خواهد داد و خودشان هم از مرض نجات خواهند یافت؛ ولی اگر از او پیروی نکردند، گویا از آقا سرپیچی نموده و مورد خشم و غضب او قرار می‌گیرند و آن‌ها را به بدترین شیوه سزا خواهد داد و آن‌ها خودشان نیز به سبب همین مرض از بین خواهند رفت.
لذا پیامبر اکرم صلى الله علیه وسلم در این باره به روایت از ملائکه می‌فرماید: «مَثَلُهُ کَمَثَلِ رَجُلٍ بَنَىٰ دَارًا وَجَعَلَ فِیهَا مَأْدُبَهً وَبَعَثَ دَاعِیًا فَمَنْ أَجَابَ الدَّاعِیَ دَخَلَ الدَّارَ وَأَکَلَ مِنْ الْمَأْدُبَهِ وَمَنْ لَمْ یُجِبْ الدَّاعِیَ لَمْ یَدْخُلْ الدَّارَ وَلَمْ یَأْکُلْ مِنْ الْمَأْدُبَهِ» [بخاری: ۷۲۸۱]؛ «مثال پیامبر مانند مردی است که منزلی ساخت و در آن سفره‌ای پهن نمود و به کسی گفت تا مردم را دعوت دهد؛ پس هر که دعوت او را لبیک گفت، وارد منزل شده و از آن سفره می‌خورد و کسی که دعوت را نپذیرفت، وارد منزل نمی‌شود و از آن سفره نمی‌خورد.»
در جایی دیگر فرموده است: «إِنَّمَا مَثَلِی وَمَثَلُ مَا بَعَثَنِی اللهُ بِهِ کَمَثَلِ رَجُلٍ أَتَىٰ قَوْمًا فَقَالَ: یَا قَوْمِ! إِنِّی رَأَیْتُ الْجَیْشَ بِعَیْنَیَّ وَإِنِّی أَنَا النَّذِیرُ الْعُرْیَانُ فَالنَّجَاءَ! النَّجَاءَ! فَأَطَاعَهُ طَائِفَهٌ مِنْ قَوْمِهِ فَأَدْلَجُوا فَانْطَلَقُوا عَلَىٰ مَهَلِهِمْ فَنَجَوْا وَکَذَّبَتْ طَائِفَهٌ مِنْهُمْ فَأَصْبَحُوا مَکَانَهُمْ فَصَبَّحَهُمْ الْجَیْشُ فَأَهْلَکَهُمْ وَاجْتَاحَهُمْ» [بخاری: ۷۲۸۲؛ مسلم: ۲۲۸۳]؛ «مثال من و مثال آن‌چه خداوند مرا به آن مبعوث فرموده است، همانند مردی است که پیش قومی بیاید و به آن‌ها بگوید: من لشکر دشمن را با چشمان خودم دیدم و من ”نذیر عریانم“؛ لذا به فکر نجات خود باشید. پس قوم به دو دسته تقسیم شدند: یکی به سخن او گوش کرده فرصت، را از دست نداد و از آن‌جا رفت، لذا نجات یافت؛ اما گروه دیگر که او را تکذیب کرده و بر جای خود ماندند، لشکر، اوّل صبح آن‌ها را فرا گرفت و از بین برد.»
نیز آن‌حضرت صلى الله علیه وسلم به نقل از پروردگارش می‌فرماید: «إِنَّمَا هِیَ أَعْمَالُکُم تُرَدُّ عَلَیْکُمْ» [فیض القدیر: ۶/ ۱۷۷]؛ «آن‌چه بر شما می‌آید، به سبب اعمال شماست.»
از آنچه که ذکر کردیم که در این‌جا امری بین دو امر است و این‌که هر یکی از اعمال و نزول قضا به ایجاب و تحریم، اثری در استحقاق ثواب و عقاب دارد، می‌توان دلایل متعارضه‌ای را که درباره‌ی اهل جاهلیت آمده‌اند که آیا به اعمال زمان جاهلیت معذب می‌شوند یا خیر؟ تطبیق داد.

___________________
 حجه الله البالغه ترجمه مولانا حسین پور

منبع:سایت رسمی شیخ الحدیث مولانا سید محمد یوسف حسین پور

| ۳۰ شهریور ۱۳۹۴
۲ پاسخ به “اسرار عبادات از زبان پیامبر صلى الله علیه وسلم”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    حمید says:

    آیا گفتگویآنلاین دارید

  2. وضعیت کاربر : مهمان
    حمید says:

    با سلام چرا به آل پیامبر همراه آنحضرت درود نمیفرستید

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 35نفر
  • بازدید امروز 49076
  • بازدید دیروز 112414
  • بازید کل 107647699

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com