پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

دوستان گرامی، وااسلاماه شدیدا به کمک مالی شما خیرین محترم نیازمند است با کمک به سایت در فعالیت های آن سهیم شوید کمک های خود را می توانید از طریق لینک زیر پرداخت نمایید http://vaislamah.com/donate ×
آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2321
  • کل نظرات 9624
  • کل اعضا 1684
  • جدیدترین عضو اسحق
خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 1417

یکی از اھداف اسلام ایجاد جامعه ای پیوسته است که انسان د ر آن به کرامت و آزادی خود افتخار کند و روابط خود را با دیگران براساس احترام متقابل و اطمینان 82101780_oکامل بنیان نھد و به نسبت جان و مال و آبروی خود امنیت داشته باشد. ھدف اسلام این است که انسان بتواند در چنین جامعه ای با روحیه ای مثبت و سراسر خیر و بخشش و روابط اجتماعی ناشی از حسن ظن به تجربه زندگی بپردازد. به ھمین خاطر است که ھرچه را که منجر به منفی نگری و انزوا و گوشه گیری در انسان می گردد حرام نموده و مردم را به تمسک به عواملی فرا خوانده است که موجب تقویت روابط اجتماعی و تحکیم پایه ھای محبت و ھمکاری میان مردم می گردد.

قرآن کریم عوامل منفی نگری را سه مورد ذکر فرموده است ۱_ سوء ظن ۲_ جاسوسی ۳_ غیبت . ظن بد فاجعه یک جامعه است که بر اساس ظن تصمیم گرفته می شود ، تجسس و پرده دری نتیجه ظن است و غیبت اثرات شومی دارد و از عوامل بدبختی در یک جامعه است ، در جامعه ای که غیبت رواج دارد پیامدهای تلخ آن به خوبی قابل مشاهده است .
الله حکیم فرموده است: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحیمٌ / سوره حجرات آیه ۱۲

ترجمه : ای کسانی که ایمان آورده اید! از بسیاری از گمان ھا بپرھیزید، که برخی از گمان ھا گناه است، و جاسوسی و پرده دری نکنید، و یکی از دیگری غیبت ننماید؛ آیا ھیچ یک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ به یقین ھمه ی شما از مرده خواری بدتان می آید (و از آن بیزارید، غیبت نیز چنین است و از آن بپرھیزید و) از خدا بترسید، بی گمان خداوند بس توبه پذیر و مھربان است .

این آیه به حمایت از سلامت یک جامعه به تحریم ظن بد ، تجسس و غیبت اشاره دارد . برای مؤمن ھمین کافی است که خود را به ظواھر افراد قانع کند و برای دست یابی به نھانی ھا و اسرار زندگی آنان که خداوند ھم آن را پوشیده داشته تلاش نکند. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرموده است : وَمَنْ سَﺘَﺮَ مُسْلِمًا سَﺘَﺮَهُ الله یَوْمَ القِْیاَمَهِ [۱] . ترجمه : ھرکس که عیوب مسلمانی را پوشیده نگه دارد، خداوند روز قیامت عیوبش را خواھد پوشاند.

رسول الله صلی الله علیه و سلم همچنین می فرمایند : ھرگاه گمان بد بردید درباره ی آن تحقیق نکنید. اگر به کسی حسد بردید سرکشی و نافرمانی نکنید و اگر بدشگونی برای مسأله ای به ذھنتان خطور کرد از آن بگذرید[۲] .

اثرات نا مطلوب کشف اسرار و عیب مردم

براساس نصایح حکیمانه ی الله و رسول ، بدون شک تلاش برای دست یابی به عیوب مردم و جستجوی گناھان و نافرمانی ھای آنان منجر به فساد می گردد. زیرا آنان زمانی که ببینند ، احوال و اسرارشان برای مردم فاش گشته، حیای خو د را ازدست می دھند و از آن پس نافرمانی ھای خود را آشکارا انجام می دھند. این بار غرور آنان را می گیرد و اعمال خود را توجیه می کنند و به توبه روی نمی آورند. برھمین اساس است که آنحضرت فرمود:  اگر تو درصدد دست یابی به نھانی ھای مردم باشی، آنان را فاسد کرده ای یا به فساد نزدیک ساخته ای [۳] . یک بار دیگر ھم به کار گزاران خود فرمود : امیر مردم اگر به شک و شبھه در مورد آنان تکیه کند، آنان را فاسد ساخته است [۴] .

پیامبر اکرم (ص) در حدیثی دیگر از پرداختن به عیوب مسلمانان به شدت نھی فرموده و عامل این کار را به مجازاتی از جنس عمل ﴿جَزَ آءٗ وفاِقَ اً ٢۶﴾ تھدید نموده و بیان کرده که ھمان گونه که او برای رسوایی دیگران حریص است، خداوند ھم عیوب او را نمی پوشاند و رسوایش خواھد ساخت ، چنانچه آنحضرت فرمودند : ای کسانی که با زبان ایمان آورده اید اما اثری از آن در قلب تان وارد نگشته است، غیبت مسلمانان را نکنید و در جستجوی کشف عورات آنان نباشید و بدانید ھرکس که درصدد کشف عورات مسلمین باشد، خداوند درصدد کشف عورتش برخواھد آمد و در نھایت در خانه اش آبرویش را خواھد برد و او را رسوا خواھد کرد [۵] .

برخی از مردم برای دست یابی به آبروی مسلمین و کشف اسرارھا و گناھان پشت پرده ی آنان تلاش می کنند تا به مال و مقام و محبوبیت برسند ، رسول الله صلی الله علیه و سلم نسبت به این کار ھشدار داده ، آن را حرام دانسته و خطر آن را بر دین چنین بیان فرموده است : ھرکس که از طریق آبروریزی یک مسلمان به لقمه نانی برسد، خداوند ھمان را در جھنم به او خواھد داد و ھرکس که با این کار لباسی بر تن کند، خداوند ھمانند آن را در جھنم بر او خواھد پوشاند و ھرکس که ریاکاری و چاپلوسی و مدح نابجای دیگران به اھداف خود برسد، خداوند ھمان کار را درقیامت با او خواھد کرد و آبرویش را خواھد برد [۶] .

و در مقابل به مسلمانان امر نموده است که از آبروی برادران خود دفاع کنند و دست رد بر سینه ی افرادی بزنند که درصدد ھتک حرمت و آبروریزی مسلمین ھستند و باید پدیده ی زشت تجارت با آبروی مردم و تفریح با شرافت آنان را ریشه کن کنند.

غیبت چیست 

امام مسلم در صحیح خود حدیثی تخریج کرده است که معنی غیبت را تبیین می کند. ابوھریره از پیامبر ص چنین نقل می کند : آیا می دانید که غیبت چیست؟ اصحاب گفتند: خدا و رسول داناترند. فرمود: این که در مورد برادرت چیزی بگویی که او را ناخشنود سازد .شخصی گفت: اگر آن صفت در وجود آن شخص باشد، حکم آن چیست؟ فرمود: اگر آنچه را که تو درباره ی برادرت می گویی در وجود او باشد، غیبت کرده ای، در غیر این صورت بھتان کرده ای [۷] . پس غیبت یعنی ذکر عیب دیگران در غیاب آن ھا [۸] .

حسن بصری گفته است: غیبت سه گونه است که ھر سه مورد د ر کتاب خداوند مذکور است؛ غیبت و افک و تهمت. غیبت یعنی این که در غیاب برادرت چیزی بگویی
که در صفات او ھست. افک یعنی گفتن امری ناپسند که دیگران در مورد برادرت برای تو نقل کرده اند و تهمت یا بھتان ھم یعنی نسبت دادن امری ناروا به شخصی که در مورد او حقیقت ندارد [۹].

قرآن کریم، زشتی و ناپسندی غیبت را به خوردن گوشت مردگان تشبیه نموده و آن را ھمانند این کار تحریم نموده است . طبق نظر ابن عباس ھدف از تشبیه غیبت به
خوردن گوشت مردگان، حرمت این کار است نه فقط بیان زشتی آن .

بیان وضعیت غیبت کنندگان در شب معراج توسط پیامبر

رسول الله (ص) در سفر معراج، حال و وضع اھل غیبت را دید و آن را چنین وصف فرمود: ھنگامی که به معراج رفتم از کنار قومی عبور کردم که ناخن ھایی از جنس مس داشتند و با آن چھره و سینه ی خود را می خراشیدند. گفتم: ای جبرئیل آنان چه کسانی ھستند . گفت : آنان کسانی ھستند که گوشت مردم را می خوردند و در آبروریزی آنان نقش داشتند [۱۰] . در حدیث دیگر فرموده است : که انسان سخن چین (نمّام) به خاطر انجام این عمل در قبر شکنجه داده می شود [۱۱] و وارد بھشت نمی گردد.

فلسفه ی تحریم غیبت

خداوند غیبت را به این دلیل حرام نموده است که در ارتباطات اجتماعی ضعف ایجاد می کند و روابط میان مردم را نابود می گرداند و اطمینان و اعتماد را در میان شان تضعیف می نماید و به ناموس و کرامت افراد لطمه می زند. سلف صالح به خطرات غیبت آگاھی داشتند به ھمین خاطر بر نفس خود مواظبت می کردند ، کلمات خود را می شماردند [کنایه از کم گویی] و به یکدیگر ھشدار می دادند.

شخصی در حضور رسول خدا (ص) گفت: مالک بن دخشن کجاست؟ دیگری گفت: او منافق است و خدا و رسول را دوست نمی دارد. پیامبر (ص) فرمود: این چنین نگو آیا ندیده ای که « لا إله إلا اللّه » می گوید و با گفتن آن قصد رضای خدا را دارد؟ آن مرد گفت: خدا و رسول داناترند. اما ما می بینیم که به منافقان رو کرده و خیرخواه آنان است. پیامبر فرمود: خداوند آتش را بر ھر کسی که گوینده ی « لا إله إلا اللّه » باشد و قصد رضای خدا کند، حرام نموده است [۱۲].

علی بن حسین رضی الله عنه از مردی شنید که شخصی را غیبت می کند، به او گفت از غیبت بپرھیز زیرا غیبت، خورشت سگ ھای مردم است [۱۳].

مردی به حسن گفت: شنیده ام که مرا غیبت نموده ای. حسن گفت: مقام تو نزد من آن قدر والا نیست که نیکی ھایم را به تو بسپارم [یعنی کسی که غیبت شخصی را می کند از نیکی ھایش کاسته شده و به طرف مقابل تعلق می گیرد]

در این باره داستان ظریفی روایت شده است: روزی حسن بصری به مردی که غیبتش را کرده بود یک طبق خرما ھدیه داد و به او گفت: مطلع شدم که تو بخشی از
حسناتت را به من بخشیده ای، خواستم با این ھدیه جبران کرده باشم. مرا ببخش اگر کم است و به اندازه ی ھدایای تو ارزش ندارد! [۱۴]. می توان صدور چنین حرکتی را از انسانی حکیم مانند حسن بصری انتظار داشت.

انگیزه های غیبت کردن

برخی از علماء به بیان انگیزه ھای احتمالی غیبت پرداخته اند تا فرد مسلمان با آگاھی از آنھا در ابتدا آن انگیزه ھا را از میان بردارد تا اصل غیبت ھم ریشه کن شود.
یکی از انگیزه ھای غیبت، کینه و خشم افرادی است که تربیت دینی چندانی ندارند، یا قرار گرفتن در جمع دوستانی است که به این عمل زشت می پردازند و او ھم با آنان ھمساز می شود تا خود را ھم رنگ آنان نشان دھد. یکی دیگر از این عوامل تخریب شخصیت کسی است که ممکن است بر علیه او شھادتی دھد یا چیزی بگوید که برای او ناخوشایند است. عیب جویی از دیگران به نیت برتر نشان دادن خود، حسادت، شوخی و وقت گذرانی، تکبر و تحقیر شخصیت دیگران ھم می تواند از عوامل غیبت باشد. گاھی نیز ممکن است غیبت در راه خدا باشد . به این شیوه که بر شخص خطا کاری خشم گیرد و به جای این که او را نصیحت کند و به معروف امر نماید یا از منکر نھی کند به بدگویی از او می پردازد!.

علاج غیبت

یکی از مھم ترین راه ھای درمان غیبت یادآوری مجازات سخن آن در قیامت، خشم خدا از آن، تباه شدن نیکی ھا در اثر آن، افزایش بدی ھا و ورود به آتش در نتیجه ی آن است. علاوه بر این باید به خود بنگرد، عیوب خود را پیش چشم آورد و تصور کند که اگر دیگران آن عیب ھا را نزد یکدیگر بازگو کنند چه اندازه ناراحت خواھد شد. باید به این نکته ھم توجه داشته باشد که عیب جویی از دیگران به خاطر نقص ظاھری و خلقتی آن ھا مانند زشتی چھره ، معلول بودن، چپ چشمی یا کوری در واقع ایراد گرفتن از خلقت خداست و پیامبر ص امر فرموده است که ھنگام مشاھده ی شخصی که به این موارد مبتلا است، خدا را به خاطر عافیتی که به ما داده است شکرگذاری کنیم.

پس درمان نفس و پاک کردن آن از آفات غضب و حسد و تکبر و خودپسندی ضامن رھایی از بسیاری از انگیزه ھای غیبت است.

غیبت کردن در چند حالت جایز است از جمله :

۱_ هنگام رفتن نزد قاضی، شخصی که صاحب حق است و برای دفاع از حقش اختیار تندگویی و شدت و استدلال را دارد اما با رعایت ادب .

۲_ زمانی که شخصی برای تغییر منکر نزد کسی می رود که توانایی تغییر منکر را دارد، آن گاه از کسی که منکر را انجام داده است به او خبر می دھد. اگر نیت این شخص صادقانه نباشد، کار او حرام است .

۳_ ھنگام درخواست فتوی از علما ، مثلا به بدی موردی اشاره دارد و قصد دارد در باره ی آن پاسخ شرعی از علما دریافت نماید .

۴_ ھشدار دادن به مسلمانان تا در دام افراد بدعت گذار و فاسق نیفتند. این حالت ھنگام مشاوره ی ازدواج بیشتر اتفاق می افتد.

البته در ھمه ی این حالات لازم است که انسان مسلمان بر دین خود مواظبت داشته باشد فقط در حد ضرورت به ذکر عیوب بپردازد. زیرا که الله تعالی فرموده است : ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ. ترجمه : انسان ھیچ سخنی را بر زبان نمی راند مگر این که فرشته ای، مراقب و آماده (برای دریافت و نگارش) آن سخن است [۱۵].

پایان

پی نوشت:

[۱] . بخاری، فتح الباری، ج ۵، ص ۹۷ ، حدیث شماره ۲۴۴۲ و مسلم، الصحیح، ج ۴، ص ۱۹۹۶ . حدیث
. شماره ۲۵۸۰

[۲] . کنزالعمال، ج ۳، ص ۴۹۷ ، شماره ۷۵۸۵ . این حدیث صحیح الاسناد است و در حاشیه ی شماره
۱۹ آن ھم ذکر شده است.

[۳] . ابوداود، السنن، ج ۵، ص ۱۹۹ ، حدیث شماره ۴۸۸۸ .

[۴] . ھمان، ص ۲۰۰ ، حدیث شماره ۴۸۸۹ .

[۵] . ھمان، ص ۱۹۴ ، حدیث شماره ۴۸۸۰ .

[۶] . ابوداود، السنن، ج ۵، ص ۱۹۵ ، حدیث شماره ۴۸۸۱ .

[۷] . مسلم، الصحیح، ج ۴، ص ۲۰۰۱ ، حدیث شماره ۲۵۸۹

[۸] . قرطبی، الجامع الاحکام القرآن، ج ۱۶ ، ص ۳۳۵

[۹] . قرطبی، ج ۱۶ ، ص ۳۳۵

[۱۰] . ابوداود، السنن، ج ۵، ص ۱۹۴ ، حدیث شماره ۴۸۷۸

[۱۱]. بخاری، فتح الباری، ج ۱۰ ، ص ۴۷۲ ، حدیث شماره ۶۰۵۵ و مسلم، الصحیح، ج ۱ ، ص ۲۴۰
. حدیث شماره ۲۹۲

[۱۲]. بخاری، فتح الباری، ج ۱، ص ۵۱۹ ، حدیث شماره ۴۲۵ و ج ۳، ص ۶۱ ، حدیث شماره ۱۱۸۶ و مسلم، الصحیح، ج ۱، ص ۴۵۶ ، حدیث شماره ۳۳ . لفظ حدیث از بخاری است.

[۱۳]. ابن ابی دنیا ص ۳۸۶ ، شماره ۲۹۹

[۱۴]. احیاء علوم الدین، باب « النیمه » ج ۲، ص ۳۴۷

[۱۵]. سوره ق آیه ۱۸

برگرفته از کتاب تربیت روحی و اجتماعی در اسلام با اضافات و اندکی تصرف

نویسنده : مهدی گرگیج

منبع مطلب : پایگاه وااسلاماه

| ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 22نفر
  • بازدید امروز 50808
  • بازدید دیروز 386809
  • بازید کل 101147211

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com