پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2331
  • کل نظرات 9702
  • کل اعضا 1697
  • جدیدترین عضو majidhami
خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 2373

چرا در سوره نسا خداوند گفته که حق دارید زن‌هایتان را بزنید ؟

استاد محمد قطب به این سوال اینگونه پاسخ می دهد:
 می دانیم که بنا به آیه ۳۴ از سوره نساء، خدای متعال سرپرستی خانواده را به مرد سپرده است، یکی از جزئیات سرپرستی مرد بر زن این است که در صورت تخلف زن از وظایف همسری‌اش مرد می‌تواند او را تأدیب کند. این حقی‎ست که در آیه‌ی زیر بدان پرداخته شده است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: « فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً» [النساء: ۳۴].

یعنی: « زنان صالح، زنانی هستند که متواضعند، و در غیاب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، حفظ می‏کنند. اما آن دسته از زنانی را که از سرکشی و سرپیچی آن‌ها بیم دارید، پند و اندرز دهید. [اگر مؤثر واقع نشد] از همبستری با آنان خودداری کرده و بستر خویش را جدا کنید [و با آنان سخن نگویید و اگر بازهم مؤثر واقع نشد و راهی جز شدت عمل برای وادار کردن آنها به انجام وظایفشان نبود] آن‌ها را [تنبیه کنید و آرام] بزنید [چنان‌ زدنی‌ که‌ به ‌قصد تأدیب‌ و اصلاحشان ‌باشد، نه‌ زدنی‌ سخت‌ و گزنده‌ و آزاردهنده‌]، و اگر از شما پیروی کردند، راهی برای تعدّی بر آنها نجویید».

دریافتیم که این آیه ابزارهای تأدیب زن را به ترتیب بیان کرده تا در پایان به مسأله‌ی تنبیه ملایم زنان می‌رسد. در این‎جا ما در صدد سخن‌گفتن درباره‌ی مواردی نیستیم که از این حق سوء استفاده می‌شود و جز با تربیت اخلاقی و بالابردن شأن و جایگاه انسان‌ها نمی‌توان از آن جلوگیری کرد و این مسأله‌ای‎ست که اسلام نسبت به آن بی‌توجه نبوده است. بلکه می‌خواهیم درباره‌ی مشروع‌بودن این حق و ضرورت وجود آن برای حفظ کانون خانواده و جلوگیری از نابودی و از هم‌پاشیدن آن سخن بگوییم.

هر قانون یا نظامی در دنیا باید لزوماً دارای سلطه‌ای باشد که به وسیله‌ی آن افرادی را که برخلاف قانون رفتار می‌کنند تنبیه و مجازات کند در غیر این صورت فقط نوشته‌ی بی‌ارزشی خواهد بود و هدفی که برای آن وضع شده است تحقق نخواهد یافت.

نظام خانوادگی و زندگی زناشویی با هدف سودمندی برای جامعه و زوجین برپا شده است و انتظار می‌رود بیشترین منافع را برای همگان در بر داشته باشد. زمانی که دوستی و محبت بر کانون آن حکم‎فرما باشد؛ بدون دخالت قانون همه‌ی منافع و مزایای آن تحقق خواهد یافت. اما زمانی که اختلاف به وجود می‌آید زیان آن فقط به زوجین محدود نمی‌شود، بلکه فرزندان را نیز – که جوانه‌های فردای جامعه هستند و باید با بهترین ابزارهای تربیت و رشد از آن‌ها مراقبت کرد – در بر خواهد گرفت.

زمانی که زن عامل به وجودآمدن چنین زیانی باشد چه کسی باید او را به راه درست بازگرداند؟ آیا دادگاه می‌تواند چنین کاری کند؟ دخالت دادگاه در روابط خصوصی میان زوجین به گسترش دایره‌ی اختلافات – که ممکن است ساده و گذرا باشد – و نابودی این رابطه می‌انجامد. زیرا این امر باعث تحقیر یکی از طرفین می‌شود و غرورش باعث کشیده‌شدن او به سوی گناه شود و در نتیجه ممکن است بر موضعش پافشاری کند. بنابراین، صحیح آن است که دادگاه فقط در مسائل مهمی دخالت کند که هر تلاشی برای حل آن‌ها دچار شکست می‌شود.

علاوه بر این پناه‌بردن به دادگاه در رویدادهای کم‌اهمیتِ زندگی روزمره که هر لحظه تکرار می‌شود و پس از مدت کوتاهی پایان می‌یابد اشتباهی‎ست که خردمندان بدان دچار نخواهند شد. هم‎چنین این کار برپایی یک دادگاه در هر خانواده را می‌طلبد تا شبانه‌روز به فعالیت بپردازد!

بنابراین، باید یک نیروی داخلی برای این تأدیب وجود داشته باشد که همان سرپرستی و تسلط مرد بر زن است. زیرا در اصل او سرپرست اصلی خانواده است و مسئولیت تحمل پیامدهای این زندگی به عهده‌ی اوست. مرد به آرامی و با روشی پسندیده به‎گونه‌ای که طرف مقابل را به راه صواب بازگرداند و احساساتش را جریحه‌دار نکند خطاب به همسرش اقدام به نصیحت و اندرزهای خیرخواهانه می‌کند. چنانچه این امر نتیجه داد که بسیار مطلوب است. در غیر این صورت مرد از روش دیگر که کمی شدیدتر است استفاده می‌کند که همان خودداری از همبسترشدن با همسرش است. این عمل توجه روحی و عاطفی شدید اسلام به سرشت زن را نشان می‌دهد که همواره به زیبایی خودش می‌بالد به حدی که این امر گاهی به غرور زن و تخلف از وظایف همسری می‌انجامد. خودداری شوهر از همبسترشدن با زن در واقع به معنای سر فرود نیاوردن در برابر این، به خود بالیدن و فخرفروشی اوست و باعث می‌شود زن از این کار دست بردارد و به راه درست بازگردد.

اما چنانچه هیچ‎کدام از این روش‌ها مؤثر واقع نشد، در حقیقت ما در مقابل سرکشی شدیدی قرار گرفته‌ایم که هیچ چیز جز یک برخورد خشونت‌آمیز یعنی تنبیه نمی‌تواند با آن مقابله کند. البته تنبیه باید نه با هدف آزار رساندن بلکه با قصد تأدیب [و بازگرداندن زن به مسیر عادی زندگی زناشویی] انجام شود. به همین دلیل در اسلام تصریح شده است که تنبیه زن نباید شدید یا آزاردهنده باشد.

در این‎جا شبهه‌ای مطرح می‌شود که اسلام با روا دانستن تنبیه بدنی زن در حقیقت به غرور زن اهانت کرده و با او به خشونت رفتار کرده است. اما باید متذکر شد که از یک طرف اسلحه‌ی پنهانی فقط زمانی به کار برده می‌شود که هیچ راه مسالمت‌آمیزی به نتیجه نرسد و از سوی دیگر در برخی موارد انحراف روحی روانی، هیچ ابزاری جز این روش مؤثر نخواهد بود.

اما در موارد عادی که شدت آن به درجه‌ی بیماری نمی‌رسد، نیازی به تنبیه نیست. این امر جز یک سلاح بازدارنده چیز دیگری نیست. و در موارد غیر ضروری نباید از آن استفاده کرد یا به عنوان اولین راه حل بدان اندیشید. زیرا ترتیب درجات و مراحل در آیه‌ی مورد بحث به صراحت به این امر اشاره می‌کند و رسول خدا صلی الله علیه وسلم مردان را از استفاده از این حق – جز در نیاز و ضرورت بسیار شدیدی که هیچ چیز جز آن مؤثر نخواهد بود – نهی می‌کند و در سرزنش آنان می‌فرماید: «لاَ یَجْلِدُ أَحَدُکُمُ امْرَأَتَهُ جَلْدَ الْعِیْرِ، ثُمَّ یُجَامِعُهَا فِی آخِرِ الْیَوْمِ». بخاری (۵۲۰۴).

یعنی : «شما نباید همسرتان را به شدت کتک بزنید. سپس شب هنگام با او هم‎بستر شوید». پایان سخن استاد محمد قطب برگرفته از کتاب : شبهاتی برعلیه اسلام.

و صاحب تفسیر “فی ظلال” در تفسیر آیه ۳۴ نساء می نویسد: « با مد نظر گرفتن معانی ‌ابتدای آیه، و هدف از این همه مقرّرات را  پـیش چشـم  داشتن‌، مـانع از آن می‌گردد که چنین زدنی برای  انتقام و دل خنک کردن باشد، و کتک به قصد خوار داشتن و اهانت ‌کردن انجام  پذیرد، و یا این‌که  تنبیه برای این باشد که زن را وادار به زندگیی ‌کرد که از آن  خشنود نیست …  بلکه ‌کتک زدن تنها برای ادب کردن است و باید ادب کننده همچون مربّی دلسوزی با عطوفت و  رأفت بدین  امـرضی الله عنه دست یازد، و همسان پدری رفتار کند که فرزندان خود را تنبیه می‌نماید، و یـا بسان آمـوزگاری ‌که دانش‌آموزان خویش را ادب می‌کند.

روشن است‌ که هیچ یک از این مقرّرات در زمان صلح  و در حالت سازش و اتّفاق دو  شریک بنیاد سترگ خانواده نباید انجام پذیرد، بلکه چنین مقرّراتـی زمانی انجام  می‌گیرد که  خطر فساد  و  شکاف در مـیان باشد، و کج رفتاری و بدکرداری، کانون خانواده را  تهدید کند. به هر  حال چنین مقرّراتی به هنگام انحراف از راسـتای راه‌، قابل اجراء بوده و درمـان درد کج اندیشی و کژ  راه  بشمار می‌آید.

زمانی‌ که اندرز سودمند نیفتد، و تـرک بستر خواب بی‏فایده ماند، این  انحرافی ‌که  در میان استاز نوع دیگری و در سطح بالاتری است‌. چه بسا وسایل و شیوه‌های دیگری چاره‌ساز نباشد،  ولی ایـن وسـیله و چنین شیوه‌ای سودمند افتد..

به هر حال‌، آن ‌کسی‌ که این قوانین را وضـع فرموده است هم او است ‌که آفریدگار جهان است و آگاه‌تر از هر کسی نسبت به اوضـاع  درونـی  و احوال بیرونی آفریدگان  است‌. هر سخنی پس  از  سخن خداونـد بس آگاه و دانا، یاوه‌سرائی بشمار است‌. هر نوع سرکشی از گزینۀ یزدان سبحان،  و ناخشنودی از برگزیدۀ ایزد منّان‌، سر می‌کشد به خروج از دایرۀ ایمان..

خداوند بزرگوار هنگامی که چنین مقرّراتی را بیان فرموده است‌، فضای آن را مشخّص، شرائـط آن را معین‌، نیت این ‌کار را روشن‌، و بالأخره سرانجام چنین عملی را  پیش چشم داشته است‌‌..

این مقرّرات برای جلوگیری از عوارض نشـوز (ناسازگاری زن)، وضع گشته است و برای پیشگیری ازاوج‌گیری نشوز است‌. در ضمن برای این‌ که از چنین مقرّراتی  سوء اسـتفاده  نشود،  با بر حذرداشتها و بر حذربـاشهائی احاطه شده‌اند بدانگاه ‌که تعیین و تبیین‌ گشته‌اند. خو‌د پیغمبر گرامی صلّی الله علیه وآله وسلّم با فرموده‌های بیشمارشان در اینجا  و آنـجا به  تصحیح برداشتها و  چاره‌سازی زیاده‌رویها همّت‌ گماشته است و همگان را روشن  فرموده است‌: درکتابهای  سنن و مسند آمده است‌: از معاویه پسر حیدۀ  قشیری روایت شده است‌ که او از رسول خدا  صلّی الله علیه وآله وسلّم پرسید: ای رسول  خدا، حق زن هر یک از ما بر یکایک ما چیست‌؟ فرمود:

« أن تطعمها إذا طعمت وتکسوها إذا اکتسیت أو اکتسبت ولا تضرب الوجه ولا تقبح ولا تهجر إلا فی البیت» ابوداود (۲۱۴۲) و البانی آنرا حسن دانسته است.

یعنی: بایدهرگاه خودت خوردی به او هم خوراک بدهی‌، و هنگامی که برای خود لباس تـهیه کردی بـرای او نـیز لباس تهیه ببینی، و نباید به سـر و صـورتش بـزنی‌، و نباید او را ناشیرین بنامی و با او به زشتی رفتار کنی و سخن گوئی‌، و نباید با وی جز در خانه  قهر کنی..

همچنین فرموده است‌: «خیرکم خیرکم لأهله وأنا خیرکم لأهلی» سنن ابن ماجه (۱۹۷۷) و صحیح است.

یعنی: بهترین شما کسی است که برای اهل و عیال خود بهتر از دیگران باشد، من از همۀ شما برای اهل و عیال خود بهترم‌.

و فرمود: «أکمل المؤمنین إیمانا أحسنهم خلقا، و خیارکم خیارکم لنسائهم». ترمذی (۱۱۷۲).

یعنی : «کاملترین مؤمنان از لحاظ ایمان، خوش اخلاقترین آنان‌اند و بهترین شما کسانی هستند که برای همسرانشان بهترند».

به هر حال‌، این مقرّرات حدّ و حدودی دارد و باید مرحله به مرحله جلو  رفت‌. مادام در مرحلۀ نـخستین‌، هدف حاصل ‌گردید، نباید پا به مرحلۀ  دوم و سوم نهاد:

«فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً» [النساء: ۳۴].

اگر از شـما اطـاعت کـردند (‌تـرتیب تنبیه سـه گانه را مراعات دارید و از اخفّ به اشدّ  نروید و جز این‌) راهی برای (‌تنبیه‌) ایشان نجوئید.
مادام‌ که هدف حاصل شد، تنبیه پایان می‏‎گیرد.

دستورات گذشته زمانی مراعات می‌گرد  که هنوز نشوز آشکار نگشته است‌، و تنها از مقدّمات سر زدن آن پرهیز می‌شود. و لیکن زمـانی‌ که نشوز آشکار گردید،  دیگر  مقرّرات  مذکور  اجراء می‌شود، چرا که در این صورت ارزش و سودی نخواهند  داشت‌… همچنین زمانی‌ که  دیده شود اجراء مقرّرات مذکور چه بسا سودمند نیفتد؟ و بلکه مایۀ دوری و  جدائی  بیشتری،  و  نشوز آشکاراتر و بدتری ‌گردد، و تـار و پـودهائی را پاره پاره  و تکه تکه سازد که هنوز گسیخته نگشته‌اند و سالم مانده‌اند، و یا این‌که استفاده از این وسائل و طی این مراحل‌، بی‏نتیجه  باشد،  در همۀ ایـن اوضاع و احوال برنامۀ حکیمانۀ اسلامی اجرای قانون دیگری را پیشنهاد بکند تا بنیاد سترگ خانواده از سقوط نجات داده شود، پیش از آن ‌که  صـاحب چنین بنیادی از آن  دست  بشوید و بگذارد بنیاد فرو ریزد و بر هم ‌تپد، در ادامه در آیه ۳۵ چنین می فرماید:

« وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَیْنِهِمَا فَابْعَثُواْ حَکَمًا مِّنْ أَهْلِهِ وَحَکَمًا مِّنْ أَهْلِهَا إِن یُرِیدَا إِصْلاَحًا یُوَفِّقِ اللّهُ بَیْنَهُمَا إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیمًا خَبِیرًا»

یعنی: و اگر (‌میان زن و شوهر اختلافی افتاد و) ترسیدید (‌که ایـن کـار بـاعث‌) جدائی مـیان آنان شـود، داوری از خانوادۀ شوهر، و داوری از خانوادۀ همسر (‌انتخاب کنید و  برای رفع و رجوع اختلاف‌) بفرستید. اگر این دو داور جویای اصـلاح بـاشند، خداوند آن دو را (‌کمک  نموده  و  در  یکی از دو کار: سازش نیک و خداپسندانه‌، یا جدائی زیبا و مـعقولانه‌) مـوفّق  می‏‎گرداند. بیگمان خداوند مطّلع (‌بر ظاهر و باطن مردمان و) آگاه (‌از  یات همگان‌) است‌‌.

برنامۀ اسلامی از همسران و شوهران می‌خواهد، در برابر مقدّمات نشوز تسلیم جدائی نشوند، و با کمترین سرکشی و دلخوری پشت به همدیگر نکنند، و برای پاره کردن پیوند ازدواج بر یکدیگر شتاب نگـیرند، و بنیاد خانواده را عجولانه بر سر کـوچکان و بزرگان بیگناه و بینوا و بیچاره، فرو نـریزند. چرا که بنیاد خانواده برای اسلام‌، عزیز و گرامی است‌، و در ساختار جامعه از ارزش والائی بـرخورد‌ار است‌، و آجرهای تازه‌ای بشمار است‌ که برای برافراشتن ‌کاخ جامعه و بالا بردن آن و اوج بخشیدن بدان، لازم و ضروریند. زمانی‌ که خوف جدائی به میان آید، پیش از ایـن ‌که جدائی عملاً رخ دهد، برنامۀ اسلامی‌، استفاده از آخرین وسیله را پیشنهاد می‌نماید. بدینگونه که داوری از خاندان همسر که مورد پسـند زن باشد، و داوری از خاندا‌ن شوهر که مقبول مرد باشد، در محیط آرامی با یکدیگر می‌نشینند، و بدور ا‌ز انـفعالات نفسانی‌، و احساسات وجدانی‌، و غوغای ظروف زندگانی‌، و همه چیزهای دیگری ‌که صفای روابط شوهر و همسر راکدر کرده‌اند، به رایزنی می‌پردازند».پایان بنقل از تفسیر فی ظلال. 

| ۲۶ اسفند ۱۳۹۱

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 42نفر
  • بازدید امروز 80373
  • بازدید دیروز 141237
  • بازید کل 104735726

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com