پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2335
  • کل نظرات 9754
  • کل اعضا 1707
  • جدیدترین عضو MEHDI7
خبرنامه
خواهرمسلمان
| بازدیدها: 40962

ذکر صحیح و ذکر نا درست کدام هستند ؟ پاسخ ؛ بدیهی است که روش ذکری که از پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم و صحابه به ما رسیده است صحیح است و آنچه که خارج از روش پیامبر باشد نادرست است.

این چنین ذکر خواندن[بصورت جهری و دسته جمعی]بدعت می باشد و اصلی در دین ندارد و ثابت نشده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم و خلفای راشدین و دیگر اصحاب و تابعین با چنین روشی ذکر کرده باشند، پس این نوع ذکر گفتن بدعت در دین و از منکرات است. اما گفتن اذکار بصورت جهری و دسته جمعی در سنت وارد نشده است.
از یکی از اصحاب چنین روایت شده است: «ما قبل از نماز صبح بر در ‏عبداﷲ بن مسعود نشستیم، وقتی که بیرون می آمد، با او به مسجد می رفتیم. ابو موسی اشعری پیش ‏ما آمد و گفت : آیا هنوز ابو عبدالرحمن (عبداﷲ بن مسعود) بیرون نیامده است؟ گفتیم:نه. پس با ما ‏نشست تا اینکه (عبداﷲ بن مسعود)بیرون آمد. وقتی که بیرون آمد، همه ما برخواستیم و با او رفتیم. ‏ابو موسی اشعری گفت: ای ابو عبدالرحمن! چند لحظه ی پیش چیزی را در مسجد دیدم که آن را ‏نپسندیدم ولی به حمد و سپاس خدا چیزی جز خیر و نیکی ندیدم. ابو عبدالرحمن گفت: آن چه ‏بود؟ گفت: اگر زنده بمانی خواهید دید. گفت: مردم را در مسجد دیدم که حلقه های را تشکیل داده ‏بودند و منتظر نماز بودند. در هر حلقه مردی وجود داشت که سنگریزه های در دست داشت و ‏می گفت: صد بار تکبیر بگویید، و مردم صد بار تکبیر می گفتند. (آن مرد) می گفت صد بار ‏تهلیل بگویید و مردم صد بار تهلیل می گفتند . می گفت صد بار تسبیح بگویید، و مردم صد بار ‏تسبیح می گفتند. (ابو عبد الرحمن) گفت: به آنها چه گفتی ؟ (ابو موسی اشعری) گفت:به آنها ‏چیزی نگفتم و منتظر نظر و دستور شما بودم. (ابو عبدالرحمن)گفت: چرا به آنان دستور ندادی ‏که گناهانشان را بشمارند و چرا برایشان تضمین نکردی که حسناتشان ضایع نمی شود؟ ‏سپس (ابو عبد الرحمن) به راه افتاد و ما هم با او به راه افتادیم تا اینکه به یکی از این حلقه ها ‏رسید و توقف کرد و گفت: این چه چیزی است که من می بینم شما انجام می دهید؟ گفتند:ای ابو ‏عبد الرحمان! این ها سنگریزه هایی هستند که با آنها تکبیر و تهلیل و تسبیحهایمان را می شماریم. ‏‏(ابو عبد الرحمن) گفت: گناهانتان را بشمارید که من برایتان تضمین می کنم که هیچ یک از ‏حسناتتان ضایع نمی شود. وای بر شما ای امت محمد! هلاک و نابودی شما چقدر سریع است. ‏هنوز اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وسلم) در میان شما وجود دارند و لباسهای پیامبر فرسوده ‏نشده و ظرف هایشان شکسته نشده اند (که شما دست به چنین کارهای می زنید). قسم به ذاتی که ‏جان من در دست او است یا شما آیینی را بهتر از آیین محمد برگزیده اید و یا این که دری را ‏برای گمراهی باز کرده اید . گفتند: ای ابو عبد الرحمن! به خدا قسم بجز خیر و نیکی قصد ‏دیگری نداشتیم. (ابو عبد الرحمن) گفت:چه بسیارند کسانی که قصد خیر و نیکی می کنند ولی ‏بدان نمی رسند،رسول خدا(صلی الله علیه وسلم) به ما گفته است:‏
«أن قوماً یقروون القرآن لایجاوز تراقیهم»‏
‏«مردمانی هستند که قرآن را می خوانند ولی از ترقوه شان تجاوز نمی کند».‏
به خدا قسم می خورم که شاید بیشتر شما جزو آنان باشید. سپس (ابو عبدالرحمن) از آنان روی ‏گردانید و رفت. عمرو بن سلمه گفته است:اکثر اهل این حلقه ها را دیدم که در جنگ نهروان به ‏همراه خوارج بر علیه ما می جنگیدند». (دارمی و ابو نعیم با سند آنرا روایت کرده اند)‏
این روایت در بر گیرنده ی اصول و قواعد بزرگی به شرح زیر است که تنها کسانی که از ‏سنت پیامبر (صلی الله علیه وسلم ) پیروی کرده و از دستورات خدا و رسولش سرپیچی نمی کنند ‏از آن آگاهی می یابند:‏
‏۱-کسی که غایت و هدف را تشریع کرده، وسیله را فراموش نکرده است : مثلاً وقتی که ‏خدا «ذکر»را تشریع کرده وسیله آن را فراموش نکرده است. پیامبر(الله علیه وسلم) صلی با (بندهای)دست راست خود تسبیحات را حساب می کرد و می گفت: این (بند)ها در روز ‏قیامت گواهی می دهند.‏
‏۲-بدعت اضافی، گمراهی است. و آن بدعتی است که اصل آن مستند به دلیلی است ولی کیفیت ‏و روش آن غیر مستند است. این نوع بدعت را بدعت اضافی نامیده اند؛ چون نه بطور کامل ‏مخالف سنت است و نه بطور کامل با آن موافقت دارد.‏
‏۳-خداوند متعال تنها با روشهایی پرستش می شود که خود آنها را تشریع کرده است و نه از ‏روی هوا و عادتها و بدعتها.‏
‏۴-بدعت، سنت را از بین می برد. آن افراد بدعت گذار، روشی را برای ذکر اختراع کرده بودند ‏که از رسول خدا(صلی الله علیه وسلم) روایت نشده بود و با این کار سنت پیامبر(صلی الله علیه ‏وسلم ) را از بین بردند. و این اصلی است که سلف صالح آنرا فهمیده و به یقین دریافته اند که ‏بدعت و سنت با هم جمع نمی شوند. تابع گرانقدر، حسا ن بن عطیه (رضی الله عنه ) گفته ‏است: «ما ابتدع قوم بدعه فی دینهم، إلا نزع من سنتهم مثلها»‏
‏«هر ملتی که بدعتی را در دین خود ایجاد کند، سنتی همانند آن از آنان گرفته می شود».( ‏دارمی با سند صحیح)‏
‏۵-بدعت باعث نابودی می شود؛ چرا که بدعت منجر به ترک سنت می شود و این گمراهی ‏بزرگی است. صحابی پیامبر (صلی الله علیه وسلم) عبد الله بن مسعود (رضی الله عنه ) گفته ‏است: «ولو ترکتم سنه نبیکم للظللتم»‏
‏«اگر سنت پیامبرتان را رها کنید، گمراه می شوید».( مسلم)‏
و اگر امتی گمراه شده، نابود می شود. و به همین علت بود که عبد الله بن مسعود به آن حلقه ‏های ذکر گفت: «وای بر شما ای امت محمد! هلاک و نابودی شما چقدر سریع است!».‏
‏۶- بدعت پیک کفر است؛ چرا که شخص بدعت گذار در واقع خود را قانون گذار و نظیر خدا ‏قرار داده و خواسته است که احکام احکم الحاکمین را از سر بگیرد و پنداشته است که وی بر ‏آیینی بهتر از آیین حضرت محمد(صلی الله علیه وسلم)است.‏
‏۷-بدعتها باب اختلاف که باب گمراهی است را باز می کنند. و هر کس بنیان گذار سنت بدی در ‏اسلام باشد گناه آن و گناه هر کس که بدان عمل کند تا روز قیامت بر عهده ی وی خواهد ‏بود بدون این که از گناه آنان چیزی کم شود؛ چون کسی که مردم را به شر و بدی راهنمایی می ‏کند، همانند انجام دهنده آن است.‏
‏ ۸- اعمال نیک به نیات نیک بستگی دارد ولی نیت نیک هیچ باطلی را به حق تبدیل نمی کند؛ ‏چون ‏ نیت به تنهایی برای تصحیح عمل کافی نیست بلکه علاوه بر آن باید آن عمل مطابق با شریعت ‏هم باشد. (ابن قیم الجوزیه، مدارج الساکنین، بیروت، دارالکتاب عربی، ج۱، ص۸۵) ‏
امام شافعی ‏رحمه الله در مورد تصوف می فرمایند: [لو انّ رجلاً ‏تصوّف اوّل النهار لایأتی الظهر حتی یکون احمق] “اگر کسی در اول روز صوفی شود هنوز ‏نهار آن روز نرسیده که او احمق گشته است.”‏
شافعی رحمه الله زمانی که داخل مصر شده فرمود: [ترکنا بغداد و قد أحدث الزنادقه فیها شیأ ‏یسمونه السماع] “زمانیکه من بغداد را ترک کردم، زندیقها در آن شهر چیزی را اختراع کرده و ‏آن را به نام سماع نامگذاری کرده بودند.”( آن افرادیکه امام شافعی از آنها به عنوان زندیق نام ‏برده صوفی ها بوده اند. چون سماع، سرود، حرکات و کارهای مخصوص عقیده تصوف است.)‏
امام احمد رحمه الله نیز که معاصر و شاگرد امام شافعی رحمه الله بوده، نفرت و بیزاری زیادی ‏در گفته هایش از عقیده تصوف و افراد منتسب به آن دیده می شود؛ بعنوان مثال فردی از امام ‏احمد رحمه الله در باره گفته های حارث محاسبی که عالمی صوفی بوده پرسید، ایشان در جواب ‏فرمودند: [لا اری لک ان تجالسهم] “من راضی نیستم با آنها نشست و برخاست کنی” در حالیکه ‏امام احمد رحمه الله از محتوای جلسات آن عالم صوفی آگاه بوده و می دانست که در آن جلسات گریه و ‏زاری و توبه می کردند و از تزکیه نفس از آلودگی گناه بحث کرده و آن را بعنوان جلسه ‏محاسبه نفس نامگذاری کرده بودند.‏
اما آنچه که صوفیان استدلال می کنند به حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم که دلیل بر انجام بدعتشان نخواهد بود زیرا هر عبادتی (که ذکر نیز نوعی عبادت است) باید دو شرط زیر را داشته باشد:
۱-موافق باکتاب الله وسنت نبوی باشد.
۲-همراه بااخلاص باشد.
پس مادامی که کسی ذکر گوید هر چند که ذکر عبادت است و شخص اخلاص داشته باشد، ولی اگر موافق تعریف شارع نباشد نه تنها ثوابی نمی گیرد بلکه مرتکب بدعت شده است. و این نوع ذکر خواندن صوفیان موافق با شرع نیست زیرا همانطور که گفته شد چنین روشی در ذکر گفتن از پیامبر صلی الله علیه و سلم وصحابه ایشان ثابت نشده است.

منبع : سایت فتوای اهل سنت

| ۱۷ بهمن ۱۳۹۲
۱۳ پاسخ به “آیا ذکر خداوند به شیوه صوفی ها با صدای بلند بدعت است؟”
  1. وضعیت کاربر : مهمان
    مصطفی says:

    زمانیکه اصحاب پیامبر از جهاد برمیگشتن با افتخار پدرانشان را با صدای بلند صدا میزدند
    خداون در قرآن فرمود خدا را آنچنان یاد کنید گویا پدرانتان را یاد میکنید«صدای بلند »

  2. وضعیت کاربر : مهمان
    صوفی says:

    سلام علیکم سبحانک هذا بهتان عظیم قال الشافعی رضی الله عنه : فقیها و صوفیا فکن لیس واحدا

    پاسخ :
    علیکم السلام و رحمه الله خداوند شمارا حفظ بفرماید برادر گرامی .


  3. زهرا says:

    چرا جواب ramin داده نشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    آیا برای خدا فرقی میکنه که بلند بخوانیمش یا آهسته؟؟؟
    آیا فرق میکنه صلوات رو با بند انگشت بشماریم یا تسبح؟؟کجای این عمل مغایر با اسلام هست؟؟؟
    آیا اگر بدونیم ممکنه ذکر دسته جمعی برای کسانی که با اسلام اشنا نیستند تاثیر بیشتری داشته باشه باز هم باید ذکر دسته جمعی رو ترک کرد؟؟؟
    پیامبر اسلام صلی الله تعالی علیه و آله و سلم در مورد ذکر دسته جمعی فرموده اند: «گروهی که در مجلسی بنشینند و خدا را یاد کنند، فرشتگان گردِ آنان جمع میشوند و رحمت خداوند متعال ایشان را در بر میگیرد و خدای عزّ و جلّ نیز آنان را از مقرّبان خود یاد میفرماید».
    لطفا پاسخ بدید.
    السلام علی من اتبع الهدی


  4. محمد says:

    سوال بنده این است که آیا پیامبر و صحابه بزرگوار او برای تبلیغ دین و اظهار نگرانی در مورد آن از اینترنت و رسانه های امروزی استفاده می کردند؟
    با این تعریفی که شما از بدعت ارائه دادید خود شما از بهترین صاحبان بدعت هستید.توصیه من این است که تقوا پیشه کنید و خدا را در نظر بگیرید و از اینترنت و امثال آن برای تبلیغ دین که نوعی بدعت است و در زمان پیامبر نبوده استفاده نکنید.
    موفق باشید

    پاسخ :
    بهتر است شما هرگاه به رشد عقلی ، فکری و علمی رسیدید از دیگران انتقاد کنید، چرا که تشخیص امور دنیوی با امور دینی در حد یک بچه است و شما این را نمی دانید ، آنچه که از آن بعنوان بدعت در دین یاد می شود مربوط به امور دینی می شود نه امور دنیوی ، ثانیا ادب را هم سعی بفرمائید یاد بگیرید، زیرا اهل سنت (بجز جماعت بدعتی ها) انسانهای مودبی هستند .


  5. نظاره گر says:

    آفرین براین همت والای شما
    ثابت کردید که به نقدهای علمی ودقیق نمی توانید جواب دهید یعنی جوابی ندارید ( جالب است که این را منتشر می کنید ) چرا که می خواهید به کاربران وهم کیشانتان بفهمانید که مخالفان ما یا مغرظند یا کم منطق .
    عزیز چاه کن دربیخ چاه است .
    به هرحال درموارد دیگر کارهای بسیاری انجام می دهید که قابل تقدیر وتشکر است واز خداوند منان توفیق روزافزون برایتان التماس می کنم .
    اما بازهم درخواست می کنم برای نقدهای علمی دیگران ارزش قائل باشید تا خداوند بیشتر شما را یاری دهد
    به هرحال موفق ومویدومنصف باشید.

    سلام
    مطالب مفیدی است خواهش می کنم برای اطمینان قلبیم آدرس ومنبع همه روایات بیان شده را بنویسید .
    چون امروزه مطالب بسیاری نوشته وبیان می شود که بدون منبع وبی اعتبارند برای اعتبار بخشی به نوشتهایتان نیز لازم است .
    ممنون

    پاسخ :
    برادر گرامی ام ؛ این قول را به شما می دهیم که ما در هیچ موردی به لطف خداوند بی جواب نیستیم و نخواهیم بود . لیکن فرصت ما بسیار کم است ده ها سوال در انتظار پاسخ هستند و روزهای زیادی در انتظار ماندند، همچنین شبهات و اشکالات زیادی وجود دارد که لحظه شماری می کنیم تا به آنها برسیم اما هفته ها و بلکه ماه ها میگذرد و فرصت نمی یابیم پس خواهشمند است شرایط مارا درک کنید اجازه دهید به اولیت ها برسیم ، فقط شما نیستید بسیاری ها هستند که فقط تمایل دارند گفتگو انجام دهند و از طرفی کاربرانی سوالات اضطراری دارند و قسم یاد می کنند که سریع پاسخ داده شوند .
    عرض برادرانه ای خدمت تان داشتم این است که سعی بفرمائید در اظهار نظرتان کاملا احترام وادب را رعایت کنید زیرا الله انسان را محترم خلق کرده است و با این خصوصیت راحتر می باشد ، متاسفانه اهل بدعت بطور عموم چه خودی و چه غیر خودی ادب را رعایت نمی کنند از نشانه اهل بدعت بودن رعایت نکردن ادب و اخلاق است . اصولا مناسب هم نیست که اوقات با ارزش با چنین کسانی ضایع گردد .
    در پناه حق


  6. نظاره گر says:

    این اظهار نظر به دلیل بیهوده گوئی حذف گردید .


  7. ramin says:

    نظاره گر
    برای خودت متاسف باش که مطالبه مفید وآموزنده رو از فحاشی تشخیص نمیدی!!!!!!!!!!!!!!

    احمد
    خیلی متشکرم


  8. حفصه says:

    دراین دوره زمونه که مردم به بدعتهاروی آوردن سنت رافراموش کردن اینکه بخوای به مردم بفهمونی مثلافلان چیزبدعته کارسختیه.خداهمه مردم روهدایت کنه.نمونه اش روزی هزاربارموقع نشست وبرخواس میگن یارسول الله ولی تابهشون بگی یاری خواستن بغیرازخداشرکه دیگه نگونپرس به شرشون گیرمیکنی خدابه حال همه مارحم کنه


  9. احمد says:

    ramin,
    همچنین با ورود کسی مثلا معلم به کلاس صلوات فرستادن نیز بدعت است چون در حیات آنحضرت چنین عملی ثبوتی ندارد .


  10. ramin says:

    sahar
    بسیار عالی ازتون متشکرم.خیلی مطلب مفید بود چون هیچ وقت به اینکه این عمل(صلوات فرستادن با تسبیح)بدعت پی نمیبردم.


  11. sahar says:

    خوب وقتی در سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم این نوع تسبیح و تکبیر وارد نشده،و هرچی غیر سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم بدعت و ضربه ای به اسلامه،خداوند مسلمانان را از تعصب جاهلی و لجبازی دور و به سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم نزدیکتر و نزدیکتر کند،والله ستم است که به دلیل نادانی و خودخواهی آن همه رنج و تلاش سلف صالح را تباه کنیم،در قیامت قرآن و سنت حضرت رسول صلی الله علیه وسلم گریبانمونو میگیره،کمی به خود بیاییم و اینقد حق نشناس و ناسپاس نباشیم،قلب ما ارزشی ندارد و مرده اییم مگر آنرا جایگاه حفظ قرآن و سنت گردانیم،اگر
    طلا و الماس بود چنان ازآن حفاظت میکردیم که گردو غبار روشون نشینه و جانمونو برای نگه داریش میدیم،پناه بر خدا تمام گنجینه ها ی دنیا در مقایسه با قرآن و سنت هیچ است پس حق است که جان و مال و لذت و روحمان را برای حفظ این دو گوهر هدایت فدا کنیم،نه چیزی برآن بیافزاییم و نه چیزی از آن کم کنیم،مراقب باشیم به خود و فرزندانمان ستم نکنیم.

    خوب وقتی در سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم این نوع تسبیح و تکبیر وارد نشده،و هرچی غیر سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم بدعت و ضربه ای به اسلامه،خداوند مسلمانان را از تعصب جاهلی و لجبازی دور و به سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم نزدیکتر و نزدیکتر کند،والله ستم است که به دلیل نادانی و خودخواهی آن همه رنج و تلاش سلف صالح را تباه کنیم،در قیامت قرآن و سنت حضرت رسول صلی الله علیه وسلم گریبانمونو میگیره،کمی به خود بیاییم و اینقد حق نشناس و ناسپاس نباشیم،قلب ما ارزشی ندارد و مرده اییم مگر آنرا جایگاه حفظ قرآن و سنت گردانیم،اگر طلا و الماس بود چنان ازآن حفاظت میکردیم که گردو غبار روشون نشینه و جانمونو برای نگه داریش میدیم،پناه بر خدا تمام گنجینه ها ی دنیا در مقایسه با قرآن و سنت هیچ است پس حق است که جان و مال و لذت و روحمان را برای حفظ این دو گوهر هدایت فدا کنیم،نه چیزی برآن بیافزاییم و نه چیزی از آن کم کنیم،مراقب باشیم به خود و فرزندانمان ستم نکنیم.


  12. نظاره گر says:

    بسیارمتاسفم شمانظراتی را که حاوی کلمات نامناسب وگاها کم اداب باشند منتشر نمی کنید اما به خود اجازه این همه توهین وافترا وبدگویی وبدهنی می دهید ؟؟


  13. ramin says:

    پس با این تفسیر ،استفاده از تسبیح و صلوات شمارهای انگشتی چه حکمی داره؟؟؟؟؟

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 35نفر
  • بازدید امروز 54222
  • بازدید دیروز 137987
  • بازید کل 107540431

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com