پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه

 

باید یقین کامل داشته باشی که با قرآن زنده ای و بدون قرآن مرده

با قرآن بینایی و بدون قرآن نابینا

با قرآن هدایت یافته ای و بدون قرآن گمراه

با قرآن دانشمندی و بدون قرآن نادان

اول الله، آخر الله ، ظاهر الله، باطن الله، فقط الله

بهترین یاد خدا ورد (لااله الا الله) است

آمار کلی سایت
  • کل مطالب 2332
  • کل نظرات 9706
  • کل اعضا 1698
  • جدیدترین عضو محمد رحمانی
خبرنامه
وااسلاماه
| بازدیدها: 4139

صحاح سته ، به معنی شش کتاب صحیح حدیث که از معتبر ترین کتب و منابع دینی در بین مسلمانان شناخته می شوند، یکی از این شش کتاب صحیح «سنن نسائی» است ، در این مطلب قصد داریم با مولف سنن نسائی آشنا شویم .

نام و نسب:

احمد بن علی بن شعیب بن علی بن سنان بن دینار ابن بحر نسائی که یکی از اصحاب کتب سته است، نسائی منسوب است به « نساء » که شهری است از شهرهای خراسان، عده ای از رجال برجسته و نامدار و اعیان علم و ادب از این شهر ظهور کرده اند، بین نسا و سرخس دو روز و بین مرو پنج روز و ابیورد یک روز نیشابور شش یا هفت روز است.
وجه تسمیه نساء به این جهت است که فاتحین مسلمین هنگامی که وارد خاک خراسان شدند قصد شهر نساء را کردند این خبر به اهل آنجا رسید همه فرار کردند و به غیر از زنان کسی به جا نماند و چون مسلمین وارد شدند، به غیر از زنان کسی را ندیدند، سپس گفتند: این ها نساء هستند و با زن ها مقاتله نتوان کرد، ما این ها را بگذاریم تا مردهای شان باز گردند و به همین جهت این شهر به نساء معروف شد که امام نسائی منسوب به آن است.

در تاریخ حبیب السیر آمده: در سال ۳۰۳ ، ابوعبدالرحمان احمد بن شعیب النسائی که یکی از شش کتاب صحیح نوشته او است به عالم آخرت رحلت نمود، در تصبیح المصابیح ذکر شده است که نسائی اول کتابی مبسوط در علم حدیث تألیف کرده آن را سننکبری نام نهاد و بعد از اتمام آن نسخه، روزی بعضی از امراء از او پرسیدند که جمیع احادیثیکه در این کتاب نوشته ای صحیح است، جواب داد: نه، گفتند که پس برای ما کتابی به رشته ی تحریر در بیاور که احادیث آن همه صحیح باشند آنگاه صحاحی را که حالا مشهور است تصنیف نمود، و نامش را « مجتبی » نام نهاد، و منظور علماء که هرگاه می نویسند « رواه النسائی أو أخرجۀ النسائی » حدیثی است که در مجتبی مکتوب است. وفات نسائی در وقتی که از مصر به دمشق می رفت در بلده رمله اتفاق افتاد.

کنیه:
ابوعبدالرحمان.
لقب:
حافظ، شیخ الاسلام، قاضی و به نسائی شهرت دارد.

تاریخ تولد:
سال ۲۱۵ هجری یا ۲۱۴ . در معجم البلدان یاقوت حموی گوید: در باره تاریخ تولدش از او سؤال کردند، گفت: امکان دارد ۲۱۵ باشد.

محل تولد:
 خراسان امروزی

تاریخ وفات:
روز دو شنبه سیزده صفر یا شعبان سال ۳۰۳ هجری فوت کرده است، در حالی که ۸۸ یا ۸۹ سال داشته است.

دارقطنی گوید: هنگامی که مورد امتحان عقیده در دمشق قرار گرفت و رنج و آزار دید، گفت: مرا به سوی مکه حمل کنید او را به مکه بردند، در حالی که بیمار و علیل بود در آنجا فوت کرد و در بین صفا و مروه دفن گردید. ابن نویس و ابوجعفر طحاوی گویند: او در فلسطین در ماه صفر این سال فوت کرده است.

امام نسائی رحمه الله اهل زهد و جهد و اتقان و فقه بود، روزها یک در میان روزه داشت، روزی روزه می گرفت و روزی افطار می کرد، حافظ ابوقاسم معروف به ابن عساکر گوید: نسائی چهار زن داشته و به همه رسید و تقسیمات شرعی را در بین آن ها اجرا کرده است.

محل وفات:
مکه مکرمه حرسها الله تعالی و گفته شده : در رمله از خاک فلسطین فوت کرده است، ولی ارجح آن است که در مکه فوت کرده و در بین صفا و مروه دفن گردیده است.

محل سکونت:
بیشتر مصر که در محلۀ زقاق القنادیل ساکن و اقامت داشته است.

شغل:
قضاوت و وعظ و تبلیغ و نشر علم. از او در باره لحنی که در حدیث است سؤال کردند، گفت: اگر چیزی باشد که عرب به آن ناطق است با این که لغت غیر قریش هم باشد تغییر داده نمی شود، چونکه پیغمبر ص با مردم به کلام و محاوره آن ها صحبت می کرد و اگر در لغت عرب آن لحن نبود رسول خدا ص در این مورد به لحن سخن نمی گفت. 
رابطه با حکومت:
رابطۀ او با حکومت وقت خوب بوده است و مخصوصا مورد احترام امیر رمله بوده است، و کتاب مجتبی را به دستور او از السنن الکبری اختصار کرده است، در شذرات الذهب آمده: با امیر مصر به غزا رفت و او با شهامت و شجاعت توصیف می شد.

ابوعلی نیشابوری می گوید: از ائمۀ حدیث چهار نفر را در وطن خود و در سفرهای خود دیده ام: نسائی در مصر، عبدان در اهواز، محمد بن اسحاق و ابراهیم بن ابی طالب در نیشابور. حاکم می گوید: نسائی فقیه ترین مشایخ اهل مصر در عصر خود، و دانا ترین آن ها در صحت و سقم آثار و رجال بود.

وی به نزد قتیبه مسافرت کرد در سال دویست و سی در سن پانزده سالگی و گفته یک سال و دو ماه در نزد او بودم.

دارقطنی گوید: ابوعبدالرحمان نسائی در عصر خود مقدم است بر هر کسی که با این علم ذکر می شود، در تذکره الحفاظ نوشته شده او با پادشاهی که به غزا رفته بود از مجلس او پرهیز می کرد، و انبساط در مأکل داشت و از خوردن شبهات احتیاط می نمود و بر این روش بود تا این که در دمشق به وسیلۀ خوارج شهید گردید.

محل تحصیل:
شهرهای مصر، شام، دمشق، نیشاپور، خراسان و غیره.

استادان و شیوخ او:
احمد بن نصر نیشابوری و ابی شعیب موسی، قتیبه بن سعید، اسحاق بن ابراهیم بن حبیب بن شهید، اسحاق بن شاهین، اسحاق بن منصور الکوسج، اسحاق بن موسی انصاری، ابراهیم بن سعید جوهری، ابراهیم بن یعقوب جوزجانی، احمد بن بکار بن ابی میمونه، عیسی بن حماد، عیسی بن رغنه، حسن بن محمد زعفرانی، اسحاق بن راهویه، هشام بن عمار، محمد بن نصر المروزی، اباکریب، سوید بن نصرالشاه، سلیمان بن اشعث ، حارث بن مسکینی، محمود بن غیلان، محمد بن بشار، علی ابن حجر، علی بن خشرم، مجاهد بن موسی، احمد بن عبده و غیره بوده اند.

نام مدارس:
مدارس یا مکاتیب و مساجد شهرهای آن روزگار مکان درس خواندن و درس دادن او بوده است.

مسافرت:
در پی کسب علم و حدیث به عده ای از شهرها از جمله مصر و شام و نیشابور و خراسان مسافرت کرده است و به دمشق رفت و از آنجا از هشام بن عمار و دحیم و جماعت دیگری روایت حدیث نمود و جماعتی از حفاظ و شیوخ مانند عبدالله ابن الامام احمد در طرسوس و ابوبشر دولابی با او اجتماع می کردند.
ایشان اجازه روایت و نقل حدیث را از استادانی که از آن ها سماع حدیث کرده است گرفته است .

تقوا و امانت داری
امام نسائی رحمه الله دارای غایت پرهیز و ورع تقوی و شایستگی بود، در بین او و استادش حرث بن مسکین رنجشی پیدا شد که در مجلس او خود را ظاهر نمی کرد و در هنگام تدریس و تحدیث استاد حاضر می شد و مخفیانه در گوشه ای که صدای او را بشنود و استاد بر او اطلاع پیدا نکند می نشست و از او سماع حدیث می کرد. وی به جهت ورع و شایستگی اگر از این استاد چیزی را روایت می کرد، می گفت: هکذا قُرِئَ عَلَیْهِ وَأَنَا أَسْمَعُ ، یعنی اینگونه بر من خوانده شد و من گوش می دادم و نمی گفت در روایت از او: حدثنا یا أخبرنا، همچنانکه در روایت دیگر از سایر مشایخ این را می گفت.

جایگاه علمی او
امام نسائی رحمه الله یکی از امامان حافظ و بزرگان دین بود، رکنی از ارکان حدیث حاذق و متفنن و پهلودار و در علم به اقصی درجه آن رسید، ممارسۀ مشکلات و معضلات نمود، قائد علم گردید، بر اهل عصر سیادت یافت و بر علماء آن غلبه پیدا کرد و او عمده و قدوه آن ها بود، مکانت او در بین اصحاب حدیث وعالمین به جرح و تعدیل در بین علماء معتبر بود، حاکم گوید: بیشتر از یک دفعه از ابی الحسن دارقطنی شنیدم که می گفت: ابوعبدالرحمان امام نسائی بر هرکس که به علم حدیث و به جرح و روات و تعدیل آن ها در زمان او یاد شود تقدم دارد.

ابوسعید عبدالرحمان بن احمد بن یونس صاحب تاریخ مصر گوید: نسائی امام در حدیث ثقۀ ثابت و حافظ بود، به مصر قدم گذاشت و زمان درازی در آن اقامت کرد و خزانه های پوشیده علمی خود را در آن ظاهر نمود و پرده را از روی رموز خفیات خود برداشت، آتش او علماء را برافروخت به درجه ای منقاد او شدند و در نزد آن ها به منزلۀ بلندی نائل گردید و در مقامات علمی آن سهیم آن ها شد، در البدایه والنهایه آمده: ائمۀ حدیث به فضل و تقدم او در این شأن گواهی دادند.

سنَنُه الکُبری
تاج سبکی از شیخ خود حافظ ذهبی و پدرش امام سبکی نقل می کند: امام ابی عبدالرحمان نسائی احفظ از امام مسلم بود و سنن او بعد از صحیحین از هر سنن دیگری کمتر حدیث ضعیف دارد.

ابن منده و ابن سبکی و ابوعلی نیسابوری و ابواحمد بن عدی و خطیب و دارقطنی گویند: «کُلُّ ما فی سننِ النسائی صحیح غیر تساهل صریحٍ» حافظ ابوعلی می گوید: برای نسائی شرطی است که شدیدتر است از شرط مسلم.

شاگردان نخبۀ او
از فقها و محدثین ابوبکر احمد بن محمد معروف به ابن سنی، حسن ابن رشیق عسکری بوده اند، و احمد بن عمیر بن جوصا، محمد بن جعفر بن تلاس، ابوالقاسم بن ابی العقب، ابوالمیمون بن راشد، ابوالحسن بن خذلم، ابوبشر الدولابی که از اقران او بود، ابوعلی حسین بن علی حافظ نیاموزی الطبرانی، ابوسعید اعرابی، ابوجعفر طحاوی، ابوعلی حسین بن محمد نیشابوری، حمزه الکنانی، حسن بن خضر السیوطی، ابوالقاسم الطبرانی، محمد بن معاویه بن احمد اندلسی، محمد بن عبدالله حیویه، محمد بن هارون بن شعیب، ابراهیم بن محمد بن صالح بن سنان، ابوبکر احمد بن اسحاق السنی الحافظ و غیره از او روایت کرده اند.

آثار علمی او

۱_ السنن الکبری که تکرار زیاد دارد، هنگامی که کتاب « السنن الکبری » را تألیف کرد، آن را تقدیم امیر رمله نمود، گفت: ای ابا عبدالرحمان، آیا همۀ آن صحیح است؟ جواب داد: صحیح و غیر صحیح هم دارد، امیر گفت: صحیح آن را برای ما جدا و جمع کن، امام هم تمام احادیث صحیحه را جمع نمود و آن را « مجتبی » نام داد که اکنون در دست می باشد و از صحاح ستۀ مشهوره است.

۲_ الخصائص فی فضل علی بن ابی طالب رض که در قاهره چاپ شده است.

۳_ کتاب الضعفاء والمتروکین من رواه الحدیث که در هند به چاپ رسیده است.

۴_ کتاب المجتبی فی مختصر السنن الکبری، یا السنن الصغری که مسمی به مجتبی النسائی است، و شیخ سیوطی شرحی را به عنوان زهر الربی برآن نگاشته است، ابن اثیر گوید: هرگاه محدثین بگویند رواه النسائی مراد آن ها روایت از مجتبی نسائی است نه السنن الکبری و مجتبی نسائی یکی از کتب سته است و هرگاه روات بگویند: اصول خمسه یا کتب خمسه منظور آن ها بخاری و مسلم و سنن ابی داوود و جامع ترمذی و مجتبی نسائی است.

۵_ مسند علی.
۶_ مسند مالک.

۷_ فضائل صحابه.

۸_ مناسک حج

خداوند بر او رحم کند و درجه اش را بلند فرماید . آمین

برگرفته از کتاب شرح حال و زندگی اصحاب کتب سته

منبع : وااسلاماه

موضوع:, شخصيتها
| ۳۰ دی ۱۳۹۵

یک دیدگاه بگذارید

جستجو
آخرین مطالب
پیوندهای محبوب
آمار سایت
  • کاربران آنلاین 38نفر
  • بازدید امروز 25287
  • بازدید دیروز 152833
  • بازید کل 104975120

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسیده است.

کلیه حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه محفوظ میباشد.

استفاده از محتوای وااسلاماه با ذکر منبع و آدرس سایت بلامانع است. | تگ ها

Powered By Vaislamah.com - Copyright © 2010-2015 Vaislamah.com